تایتل قالب


۵۵ مطلب توسط «ملیحه» ثبت شده است
پشت کنکور | قسمت 4

خیلی سر در گم بودم ولی احساس بزرگ شدن داشتم عین یه آدمی که بعد از تلاش های زیاد یه قله ای رو فتح کرده بودم با اینکه در ظاهر شاید از نظر بقیه حتی شکست خورده بودم 

احساس میکردم سختی هایی که کشیدم باعث شده درک بیشتری داشته باشم و تجربیاتم بیشتر بشه 

انگار روزای بدی که پشت سر گذاشتم شده بودن یه درس عبرت برای آینده ی خودم


گذشته برام مشخص بود و فکر کردن بهش گاهی غمگینم میکرد و گاهی شاد اما آینده خیلی مبهم بود و منو میترسوند 

روزای خوب گذشته  هم رفتن تو آلبوم خاطرات زندگیم و شدن یه خاطره خوش و یه تصویر زیبا تو ذهن من


ثبت نام نویسنده مهمان | اطلاعیه

سلام دوستان و همراهان عزیز

امیدوارم که سلامت و سرحال باشید
از شما دعوت میکنم تا اگر علاقه مند به نوشتن هستین و حرفی برای گفتن دارید این اطلاعیه رو مطالعه کنید یا برای دوستانتون که علاقه دارن بفرستید.
بچه ها همون طور که میدونید من از سال ۹۵ تا همین چند وقت پیش به تنهایی فعالیت میکردم تو سایت ولی از یه تاریخی من تصمیم گرفتم که در کنار خودم تعدادی نویسنده دیگه داشته باشیم اینجا و خداروشکر سمانه جان به عنوان یه نویسنده به سایت اضافه شد اما فعلا ما دو نفر هستیم و به افراد بیشتری نیاز داریم... 

کمال گرایی | قسمت3
سلام دوستان 
امروز میخوام قسمت سوم داستانم که مربوط میشه به کمالگرایی بنویسم اگه آدم کمالگرایی نباشید شاید خیلی تعجب کنید از کارای گذشته من و خندتون بگیره:) و اگه کمالگرایی شاید بتونی یه کم از من الهام بگیری و احساس تنهایی نکنی و دلگرم بشی :)

الان که اینا رو می نویسم خیلی از اون روزا میگذره و بعضی وقتا ک یادم میاد خندم میگیره یا میگم یا خدا من چ جور آدمی بودم اخه
چیزایی که امروز میگم مربوط میشه به سال ۸۸ تا ۹۳ یعنی دوران راهنمایی و دبیرستان من که به شدت درگیر درس بودم و درس شده بود خدای من انگار دیگه هیچ چیز مهمی تو دنیا وجود نداره...
کسی اگه بهم‌میگفت بیا استراحت کن بیا مهمونی بیا بازی از سرم دود بلند میشد :)

عالم بی عمل | قسمت 2

سلام بچه های گل امروز قسمت دوم و ادامه داستانمو نوشتم براتون میدونم به دردتون میخوره من هیچ ترسی ندارم از گفتن اشتباهاتم مثل خیلی ها چون واقعا بزرگ شدم با این اشتباهات و خیلی چیزا یادگرفتم خیلی چیزاااااا شما هم بخونید و یادبگیرید حتی اگه به درد یه نفرتونم بخوره خوبه  اینا واقعا تجربیاتی هست که کسب کردم...

((((((((دوست عزیزم لطفا متن رو تا اخر بخون و نظرتو حتما بهم بگو ممنونم)))))))))

تجربیات این پست مال سال 93 هست حدودا 

از اون کلاس ۳۰تا ۴۰ نفره فقط من بودم که پیگیر این مطالب شدم و البته یه نفر دیگه که اون همون اوایل فکر میکنم دیگه حتی سراغ اموزش ها هم نرفت فقط یه چند باری از من سوال کرد چکار میکنی و تمام خیلی تشنه تر از این حرفا بودم که چیزی بخواد مانعم بشه هر جوری شده بود بااااااید سی دی ها رو پیدا میکردم


داستان شروع من|قسمت1

سلام دوستان خوبین ؟

بالاخره من با تاخیر اومدم ولی خیلی حرفا و تجربیات تازه براتون اوردم که اگه صبور باشید می خوام براتون از همون اول بگم که هیچ وقت ازش حرفی نزدم  اولین باره که می خوام در موردش بنویسم


میخوام از گذشته ها بگم اون روزا روزهای خیلی سختی بود اما گذشت واقعاً حال بدی داشتم و هیچ راه حلی برای حال بدم پیدا نمیکردم  سرگردان بودم  و سوالات زیادی تو ذهنم بود  و باخودم دائم   درگیر بودم چطور به آرامش برسم چطور گناهانم رو ترک کنم؟  اصلا باید از کجا شروع کنم؟ چرا اینطوری شد؟من که همیشه خوب بودم یهو چی شد چرا مثل گذشته نیست همه چی؟ چی این وسط عوض شده؟


معجزه میشود وقتی خدا وارد میشود...

سلام دوستان خوبین؟

خیلی وقت پیش میخواستم درمورد اتفاقی که برام افتاد صحبت کنم ولی ترجیح دادم صبر کنم الان بنظرم فرصت خوبیه اذرماه 96 بود که یه مشکلی برام پیش اومد تمام وجودم پر شد از اضطراب هر لحظه تو دلم اشوب بود حالم اصلا خوب نبود

این مشکل خواسته یا حاجت یا هرچیزی که اسمش هست ...


پاکسازی

سلام دوستان عزیزم امیدوارم خوب باشید...امروز میخوام یه چیزی بگم بهتون که بتونید مشکلاتتون رو باهاش شکلات کنید انقدر شیرین که لبخند روی لبتون بیاد :)

حرف های امروز خیلی ارامش میده به خود من و خیلی نتایج خوبی گرفتم ازش یا شاید بهتره بگم معجزه دیدم ازش...یا اگرم نتیجه ظاهری نداشته همین ارامشی که در قدم اول به دست اوردم خودش میتونه یه نتیجه عالی باشه...


ملیحه ۹۶-۱۰-۰۷ ۳۶ ۱۵۶۵۶
ملیحه ۹۶-۱۰-۰۷ ۳۶ ۱۵۶۵۶

تلوزیون در مسیر خودسازی

تا حالا شده یه فیلم ببینی حالت بهم بخوره ؟استرس بگیری؟

من امشب یه فیلم بود از شبکه ای فیلم دیدم بعد از مدت ها که تلوزیون ندیده بودم وجودم پر شد از استرس و اضطراب...

کلا دل و دماغم از بین رفت کلی شوق داشتم ولی در لحظه همش پرید با این فیلم...واقعا بدم اومد...


خدای حکیم :)
به نام خدا

سلام به دوستان خوبم ان شالله که سلامت و بانشاط باشید

این روزای محرم روزای عزیزی هست مخصوصا امروز که روز حضرت علی اکبر علیه السلام بود هرکسی میاد تو مجلس عزای امام حسین یه حاجت و خواسته ای داره و دوست داره که بهش برسه منم همینطور دیشب یه نامه نوشتم به خدا و همه ی چیزایی که تو دلم بود براش نوشتم و تو روضه هم به حضرت علی اکبر سپردم بالاخره اون جوونه و خوب میتونه ماها رو درک کنه خیلی وقت بود میخواستم این موضوع رو بگم بهتون ولی هربار یه بغض و ترسی تو دلم ایجاد میشد و پر میشدم از شک و تردید ولی یه مدتیه دارم روی خودم کار میکنم و به ارامش و ثباتی رسیدم که دوست دارم ازش با شما حرف بزنم چون فکر میکنم میتونه براتون مفید باشه...


مجردی پاک (سالیتود)

به نام خدا

سلام بچه ها جان ..خوبین؟ امروز میخوام از سالیتیود یا خلوت درون بگم براتون..تا حالا چیزی میدونستین در این مورد؟خیلی موضوع دوستداشتنی هست و من از این که در دوره سالیتیود هستم خیلیییی خیلییی خوشحالم و احساس میکنم در مسیر درستی قرار گرفتم...و خدارو شکر میکنم...

از وقتی با این مفهوم اشنا شدم عاشقش شدم خیلی شیرینه....

حالا شاید شما شناختی نداشته باشید و بگید اصلا یعنی چی؟


۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶

❣به بهشت من خوش آمدی❣

هیچ بیرونی وجود نداره از قضاوت و سرزنش دیگران دست بردار و به درون خودت سفر کن❤

تویی که داری این‌ متن رو میخونی
نمیدونم کجای این جهان هستی
حالت چطوریه؟
روزت چطور میگذره؟
دلت غمگینه یا شاد؟
اما میخوام بهت بگم به فردا و طلوع خورشیدش امید داشته باش
همه سختیا میگذرن همه غم ها میرن
همه نشدن های الان تموم میشن
بهت قول میدم!
از وقتی خورشید طلوع کرد
و تو چشماتو باز کردی
فرصت داری برای بهتر شدن تا زمان حیات....
قدر لحظه هاتو بدون ❤️