تایتل قالب


داستان شروع من|قسمت1

سلام دوستان خوبین ؟

بالاخره من با تاخیر اومدم ولی خیلی حرفا و تجربیات تازه براتون اوردم که اگه صبور باشید می خوام براتون از همون اول بگم که هیچ وقت ازش حرفی نزدم  اولین باره که می خوام در موردش بنویسم


میخوام از گذشته ها بگم اون روزا روزهای خیلی سختی بود اما گذشت واقعاً حال بدی داشتم و هیچ راه حلی برای حال بدم پیدا نمیکردم  سرگردان بودم  و سوالات زیادی تو ذهنم بود  و باخودم دائم   درگیر بودم چطور به آرامش برسم چطور گناهانم رو ترک کنم؟  اصلا باید از کجا شروع کنم؟ چرا اینطوری شد؟من که همیشه خوب بودم یهو چی شد چرا مثل گذشته نیست همه چی؟ چی این وسط عوض شده؟


 چهارم دبیرستان بودم که به شدت از درون آشفته بودم  احساس میکردم از خدا دور شدم  حس خیلی تلخی بود هرگز دوست ندارم اون روزای بد دوباره برگردن ...حاضر بودم هر کاری بکنم تا آرامشم رو به دست بیارم

اما هیچکس و هیچ چیزی رو پیدا نکردم که کلید آرامش من باشه  چند ماهی گذشت  و حال بدم  بدتر می شد  تا اینکه تنها راه حل رو در خدا دیدم تصمیم گرفتم ازش کمک بخوام چون کس دیگه ای رو نمی شناختم که بتونه بهم کمک کنه  و به سوالات من جواب بده  حال بدم به اوج خودش رسیده بود  و با  گریه و التماس از خدا  راه نجات میخواستم 

 

 چند روزی گذشت تا اینکه سر کلاس دینی در مورد سیر و سلوک  و خودسازی  بحثی پیش اومد   ومعلم  توضیحاتی در این مورد داد  که در این مسیر   حتماً باید استاد  داشته باشید  وگرنه از مسیر منحرف میشید  یا مثلاً بعضی از اذکار رو  نباید بیشتر از  یه حدی بگید  چون ممکنه مورد امتحان الهی قرار بگیرید که  به این راحتی از پسش برنیاید
 این حرف ها خیلی خیلی  منو به فکر فرو برده بود  و عمیقا  چند روزی درگیرش بودم  یعنی این مسیر چه مسیریه؟  که انقدر مهمه واقعا سیر و سلوک یعنی چی؟ استاد کیه؟ چی میخواد بگه ؟خیلی گیج شده بودم و البته ترسیده بودم اما میدونستم جواب سوالات من مربوط به همین مسیر هست


این معلم دینی با بقیه خیلی فرق داشت واقعا سر کلاسش حس خوبی داشتم وشخصیتش واقعا برای من آرامش بخش بود یه جورایی خیلی چهره نورانی داشت و میشد فهمید خودش خیلی اهل خودسازیه
بعد کلاس خیلی درگیر این شدم که برم پیشش و سوال کنم اما نرفتم گفتم ولش کن
ولی تا زنگ آخر نتونستم تحمل کنم رفتم تو حیاط منتظرش بودم از دفتر بیاد بیرون خیلی عجله داشت رفتم جلو و درمورد صحبتهای کلاس سوال کردم درمورد استاد و خودسازی 
بهم گفت از استاد غافل نشو خیلی مهمه اگر نباشه گمراه میشی ازش خواستم کسی رو بهم معرفی کنه اما اسمی نبرد فقط گفت ۲تا کار رو انجام بده خدا خودش استادی که برات مناسب باشه سر راه زندگیت میذاره ناراحت شدم که اسمی نگفت اما ته دلم قرص بود که خدا کمکم میکنه

بهم گفت این دوتا کار رو انجام بده اول واجباتو بشناس و انجام بده و دوم محرمات رو بشناس و ترک کن و بعد گفت من عجله دارم منو محکم بغل کرد و بوسید و بعد رفت هیچ وقت ارامش و خوش بوییش از یادم نمیره

وقتی رفت به این فکر کردم که من این دوتا کارو که دارم انجام میدم پس یعنی چی منظورش چی بود اما وقت نشد ازش بپرسم

ولی وقتی بیشتر فکرکردم  دیدم  درست میگه یه جاهایی غافلم و پام میلنگه شروع کردم به حرفش عمل کردن و تلاش کردم یه مدت گذشت ولی خیلی سخت گذشت بهم که البته موفق هم نمیشدم تو این دوره (که بعد از مدتهای خیلی طولانی موفق شدم و تجربش رو تو این پست نوشتم)

 

چند وقت بعد سر کلاس ادبیات  معلم  به درس منصور حلاج که یک شخص عارف بود رسید  نمیدونم شما این درس رو  خوندین یا نه؟ اما به شدت منو تحت تاثیر قرار داد یه عارف که مردم نتونستن درکش کنن و عقایدش رو کافرانه میدونستن و دارش زدن


 این کلاس باعث شد بیشتر فکر من مشغول بشه  اونجا تو کلاس معلم  بعد از توضیحات منصور حلاج  درمورد ویژگی های عارفین صحبت کرد  که این اشخاص دارای ویژگی هایی  هستند که  افراد عادی ندارند  مثل چشم برزخی  که می تونن  حقایق رو بفهمن و مسیر درست و غلط رو به شکل یک اندیشه الهی درک کنن حتی جوری که میتونن بفهمن یه غذا یا پلو یی که جلوش میذارن از مال حرام هست یا نه در این حد!!!

حرفایی رو شنیدم که به شدت عجیب و جالب بود برام...

انقدر درگیر حرفای معلم شده بودم که به شدت پیگیر بودم و مثل گذشته سر کلاس چرت نمیزدم و منتظر بودم هر لحظه که کلمه بعدش رو چی میخواد بگه؟
 معلم گفت و گفت و گفت و تهش به خودسازی و تغییر و داشتن استاد ختم شد و اینکه ما هم میتونیم به مرتبه حلاج برسیم و...منو بیشتر جذب خودش کرد  تا کلاس تموم شد رفتم دنبال معلم تا دم دفتر و ازش سوال کردم که چکار باید کرد چجوری باید شروع کرد مطمئن بودم حرفاش به شدت میتونه بهم کمک کنه 
گفت باید اموزش ببینی و استاد داشته باشی حرفی که معلم دینی گفته بود و بهم یه استاد خیلی عالی و گل معرفی کرد :)

خیلی سریع رفتم دنبال سی دی های اموزشیش اما به این راحتی پیدا نمیشد  اون زمان اینقدر مثل الان سخنرانی ها دم دست نبود و تلگرام و سایتی نبود ولی بالاخره از یه مغازه سی دی فروشی قدیمی و خاک خورده پیدا کردم جوینده یابنده هست...

اون زمان که میگم مربوط به سال 92-93 هست دوستان :)

اینا تجربیات شخصی منه لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید حرامه ممنونم.

ادامه داره....

بنظرتون اون استاد کی بود؟

این جور نوشتنو دوست دارین؟ نظرتون چیه؟

 


نظرات (۱۹)

  • سیداحمد
    سه شنبه ۸ مهر ۹۹ , ۱۶:۳۴
    با سلام خدمت همه دوستان
    عرض کنم این که اینجا فکر نکنم کسی بیشتر از من استاد شجاعی شناخته باشه
    بنده سال ۹۵ با این استاد آشنا شدم به صورت حضوری، خدا قسمتم کرد پای درس های خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره ایشون حاضر بودم ، باهاشونم مشاوره ۲ تایی و خصوصی داشتم ، عید غدیر بهشون ۲ هزار تومان عیدی دادم و ایشونم دست کرد جیبش بهم ۵۰ هزار تومان داد ، خلاصه بگم الان ۳ تا برنامه خودسازی ازشون دارم به صورت حضوری من این برنامه پر کردم یعنی در محل کلاس و نه مجازی
    در آخر ازشون کلی cdدر خونمون دارم در موضوعات مختلف همینجور کتاب ها
    از این اینجا توصیه میکنم همه دوستان استاد شجاعی به عنوان استاد معرفتی و اخلاقی انتخاب کنند .حالا بنده به خاطر مسیر منزلمون چون به محل کلاس در دسترسه (البته قبل کرونا) میرم کلاس های استاد ولی هرکس مثلا شهرستان بود میتونه همون برنامه مجازی پرکنه
    درضمن بنده به عنوان مکمل استاد شجاعی از مباحث استاد پناهیان استفاده میکنم به نظرم این دو استاد مکمل خوبی برای من هستند
    با آرزوی عاقبت بخیری برای همه
    التماس دعا
    یاعلی
    • author avatar
      ملیحه
      ۸ مهر ۹۹، ۱۷:۱۹
      سلام منم از سال ۹۲_۹۳ استاد تو مسیر زندگیم قرار گرفت خداروشکر 
  • الی
    پنجشنبه ۳۰ مرداد ۹۹ , ۰۱:۰۵
    سلام ....منم میخوام توبه کنم وسربه راه بشم...اگه میشه کمکم کنید بخدا ازته دل میخوام...حالم‌ازگناهانم وخودم بهم میخوره
    • author avatar
      ملیحه
      ۳۰ مرداد ۹۹، ۱۰:۵۲
      سلام ذکر استغفار و نماز توبه رو پیشنهاد میکنم و بعد برو دنبال جبران گذشته و هر کاری در توانت هست انجام بده جبران کنی
       لطفا ازطریق نقشه سایت بقیه مطالب رو مطالعه کن
  • n
    دوشنبه ۸ ارديبهشت ۹۹ , ۲۱:۲۳
    سلام ببخشید شما پیج تو اینستا یا جایی که بشه ب صورت شخصی صحبت کرد ندارین؟😞 منم دخترم و میخوام راجع ب ی قضیه ای صحبت کنم😞.
    • author avatar
      ملیحه
      ۹ ارديبهشت ۹۹، ۱۴:۴۶
      سلام لطفا در کانال تلگرام عضو بشید و از طریق لینک ناشناس پیام بدید 
  • محمد
    چهارشنبه ۹ بهمن ۹۸ , ۲۳:۲۲
    سلام خیلی ممنون به خاطر پستتون
    مطمئنا همینطور که یه روزی یه معلم به شما کمک کرده
    شاید یکی از پست های شما هم به یکی کمک کنه و این کافیه به نظرم

    به نظرم هیچ وقت سایت رو حذف نکنید
    پستهاتون هم قشنگه
    • author avatar
      ملیحه
      ۱۰ بهمن ۹۸، ۰۰:۳۲
      سلام خواهش میکنم 
      درسته لطف دارید ممنونم.
  • Pari
    پنجشنبه ۱۶ آبان ۹۸ , ۱۲:۱۸
    واقعا حرفات قشنگه
    • author avatar
      ملیحه
      ۱۷ آبان ۹۸، ۱۴:۲۱
      ممنونم لطف داری
  • Pari
    پنجشنبه ۱۶ آبان ۹۸ , ۱۲:۱۷
    واقعا حرفات قشنگه
  • محمد
    شنبه ۴ آبان ۹۸ , ۱۵:۱۶
    سلام موفق باشین
    • author avatar
      ملیحه
      ۶ آبان ۹۸، ۱۸:۰۰
      متشکرم
  • ملیحه
    شنبه ۲۳ شهریور ۹۸ , ۰۰:۳۹
    استاد شجاعی برای من بهترین استاد بوده مخصوصا وقتی طبق برنامه ها سخنرانی هاشو گوش کنم و عمل کنم تو این چند سال که خواستم‌خودسازی کنم استاد های زیادی رو شناختم و مدتی پای حرفاشون بودم اما هیچ کس استاد شجاعی نشد برام خداروشکر خیلی بهتر از بقیه استادا آدمو شیر فهم میکنه من ک راضیم ازش :)
  • رسول
    جمعه ۲۲ شهریور ۹۸ , ۰۹:۳۵
    سلام استاد محمد شجاعی نیست؟👀
    • author avatar
      ملیحه
      ۲۲ شهریور ۹۸، ۱۳:۳۰
      سلام درسته
  • ملیحه
    چهارشنبه ۲۰ شهریور ۹۸ , ۲۲:۳۶
    فکر نمی کردم نتونید حدس بزنید :)
  • رها
    سه شنبه ۱۹ شهریور ۹۸ , ۱۸:۱۲
    سلام ملیحه جون.من یکی که هیچ استادی جز خودت ندارم.تاحالا هیچ سخنرانی هم گوش نکردم.دنبالشم نیستم.خداروشکر حالم خوبه.گاهی هم که بد میشه با نفس عمیق و صلوات و مشغول کردن خودم بازم خوب میشم.منتظر پست بعدیت هستم.دوستدارت رها😙
    • author avatar
      ملیحه
      ۲۰ شهریور ۹۸، ۰۲:۴۳
      سلام عزیزم قطعا استاد با تجربه خیلی میتونه آدمو رشد بده من خودم خیلی دنبالشم چون معنی گمراه شدن و غفلت و کاملا فهمیدم و اصلادیگه دوست ندارم اون حال رو
  • محسن
    سه شنبه ۱۹ شهریور ۹۸ , ۱۱:۲۱
    سلام

    استادتون شاید صدای درونتون باشه
    • author avatar
      ملیحه
      ۲۰ شهریور ۹۸، ۰۲:۳۹
      سلام
       صدای درون گاهی آدمو هدایت میکنه اما من منظورم اون نبود
      ممنونم ک نظرتون گفتید
  • ملیحه
    چهارشنبه ۱۳ شهریور ۹۸ , ۱۰:۴۲
    میخوام پست بعدی و بنویسم استادمو حدس نزدینا :)
  • رها
    سه شنبه ۱۲ شهریور ۹۸ , ۱۴:۵۸
    سلام.نمیدونم.بعضی وقت ها هفت هشت نفر باهم تو سایت هستیم.اما نمیدونم چرا نظری نمیدن.حرفی نمیزنن😔
    • author avatar
      ملیحه
      ۱۲ شهریور ۹۸، ۱۵:۴۱
      سلام درسته منم نمیدونم چرا اگه کسی فهمید بگه دلیلشو

      اگه مشکلی داشته باشه سایت قطعا به زودی حذفش میکنم  دارم بررسی میکنم یا میرم سایت جدید یا کلا حافظی میکنم  بستگی به شرایط داره :)
  • رسول
    سه شنبه ۱۲ شهریور ۹۸ , ۱۴:۵۰
    سلام آبجی
    آره مثل اینکه همین سه نفر بیشتر نیستیم😁
    شایدم باشن اما نمیدونم چرا نظر نمیدن؟
    • author avatar
      ملیحه
      ۱۲ شهریور ۹۸، ۱۵:۴۰
      سلام دارم‌آمار سایت و در میارم قطعا خیلی افراد مطالب را میخوانند


  • ملیحه
    سه شنبه ۱۲ شهریور ۹۸ , ۰۱:۴۸
    سلام فقط همین سه نفر هستید که میخونین پستا رو؟
  • رها
    جمعه ۸ شهریور ۹۸ , ۱۶:۵۸
    سلام ملیحه جون.خوشحالم که دوباره پست جدیدگذاشتی.لطفا ادامه بده عزیزم.ممنون
    • author avatar
      ملیحه
      ۸ شهریور ۹۸، ۱۸:۱۲
      سلام عزیزم چشم حتما ولی انتظار مشارکت دارم از همه
  • محسن
    جمعه ۸ شهریور ۹۸ , ۱۰:۳۱
    سلام

    ممنون بابت پست قشنگتون

    شاید استادتون ، استاد پناهیان یا شاهین فرهنگ شاید باشن
    • author avatar
      ملیحه
      ۸ شهریور ۹۸، ۱۰:۴۱
      سلام خواهش میکنم لطف دارین 
      خیلی زیاد پای سخنرانی هاشون نبودم یه مدت کوتاه که دیدم از استاد خودم خیلی بهتر نتیجه میگیرم
  • رسول
    پنجشنبه ۷ شهریور ۹۸ , ۱۲:۰۶
    سلام خدا قوت..
    ممنون که اومدید و برامون نوشتید من که خیلی دوست داشتم عالی بود :)
    منتظر قسمت های بعدی هستم..
    اون استاد هم فکر میکنم حورایی باشه .
    • author avatar
      ملیحه
      ۸ شهریور ۹۸، ۰۳:۱۰
      سلام ممنونم که نظر دادید
      قطعا استاد حورایی یکی از بهترین استاد های من بوده ولی استاد مورد نظر نیس
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

❣به بهشت من خوش آمدی❣

هیچ بیرونی وجود نداره از قضاوت و سرزنش دیگران دست بردار و به درون خودت سفر کن❤

تویی که داری این‌ متن رو میخونی
نمیدونم کجای این جهان هستی
حالت چطوریه؟
روزت چطور میگذره؟
دلت غمگینه یا شاد؟
اما میخوام بهت بگم به فردا و طلوع خورشیدش امید داشته باش
همه سختیا میگذرن همه غم ها میرن
همه نشدن های الان تموم میشن
بهت قول میدم!
از وقتی خورشید طلوع کرد
و تو چشماتو باز کردی
فرصت داری برای بهتر شدن تا زمان حیات....
قدر لحظه هاتو بدون ❤️