زندگی شاد من

من اینجا از تجربیاتم درمورد رشد فردی میگم :)

داستان شروع من|قسمت1

سلام دوستان خوبین ؟

بالاخره من با تاخیر اومدم ولی خیلی حرفا و تجربیات تازه براتون اوردم که اگه صبور باشید می خوام براتون از همون اول بگم که هیچ وقت ازش حرفی نزدم  اولین باره که می خوام در موردش بنویسم


میخوام از گذشته ها بگم اون روزا روزهای خیلی سختی بود اما گذشت واقعاً حال بدی داشتم و هیچ راه حلی برای حال بدم پیدا نمیکردم  سرگردان بودم  و سوالات زیادی تو ذهنم بود  و باخودم دائم   درگیر بودم چطور به آرامش برسم چطور گناهانم رو ترک کنم؟  اصلا باید از کجا شروع کنم؟ چرا اینطوری شد؟من که همیشه خوب بودم یهو چی شد چرا مثل گذشته نیست همه چی؟ چی این وسط عوض شده؟


 چهارم دبیرستان بودم که به شدت از درون آشفته بودم  احساس میکردم از خدا دور شدم  حس خیلی تلخی بود هرگز دوست ندارم اون روزای بد دوباره برگردن ...حاضر بودم هر کاری بکنم تا آرامشم رو به دست بیارم

اما هیچکس و هیچ چیزی رو پیدا نکردم که کلید آرامش من باشه  چند ماهی گذشت  و حال بدم  بدتر می شد  تا اینکه تنها راه حل رو در خدا دیدم تصمیم گرفتم ازش کمک بخوام چون کس دیگه ای رو نمی شناختم که بتونه بهم کمک کنه  و به سوالات من جواب بده  حال بدم به اوج خودش رسیده بود  و با  گریه و التماس از خدا  راه نجات میخواستم 

 

 چند روزی گذشت تا اینکه سر کلاس دینی در مورد سیر و سلوک  و خودسازی  بحثی پیش اومد   ومعلم  توضیحاتی در این مورد داد  که در این مسیر   حتماً باید استاد  داشته باشید  وگرنه از مسیر منحرف میشید  یا مثلاً بعضی از اذکار رو  نباید بیشتر از  یه حدی بگید  چون ممکنه مورد امتحان الهی قرار بگیرید که  به این راحتی از پسش برنیاید
 این حرف ها خیلی خیلی  منو به فکر فرو برده بود  و عمیقا  چند روزی درگیرش بودم  یعنی این مسیر چه مسیریه؟  که انقدر مهمه واقعا سیر و سلوک یعنی چی؟ استاد کیه؟ چی میخواد بگه ؟خیلی گیج شده بودم و البته ترسیده بودم اما میدونستم جواب سوالات من مربوط به همین مسیر هست


این معلم دینی با بقیه خیلی فرق داشت واقعا سر کلاسش حس خوبی داشتم وشخصیتش واقعا برای من آرامش بخش بود یه جورایی خیلی چهره نورانی داشت و میشد فهمید خودش خیلی اهل خودسازیه
بعد کلاس خیلی درگیر این شدم که برم پیشش و سوال کنم اما نرفتم گفتم ولش کن
ولی تا زنگ آخر نتونستم تحمل کنم رفتم تو حیاط منتظرش بودم از دفتر بیاد بیرون خیلی عجله داشت رفتم جلو و درمورد صحبتهای کلاس سوال کردم درمورد استاد و خودسازی 
بهم گفت از استاد غافل نشو خیلی مهمه اگر نباشه گمراه میشی ازش خواستم کسی رو بهم معرفی کنه اما اسمی نبرد فقط گفت ۲تا کار رو انجام بده خدا خودش استادی که برات مناسب باشه سر راه زندگیت میذاره ناراحت شدم که اسمی نگفت اما ته دلم قرص بود که خدا کمکم میکنه

بهم گفت این دوتا کار رو انجام بده اول واجباتو بشناس و انجام بده و دوم محرمات رو بشناس و ترک کن و بعد گفت من عجله دارم منو محکم بغل کرد و بوسید و بعد رفت هیچ وقت ارامش و خوش بوییش از یادم نمیره

وقتی رفت به این فکر کردم که من این دوتا کارو که دارم انجام میدم پس یعنی چی منظورش چی بود اما وقت نشد ازش بپرسم

ولی وقتی بیشتر فکرکردم  دیدم  درست میگه یه جاهایی غافلم و پام میلنگه شروع کردم به حرفش عمل کردن و تلاش کردم یه مدت گذشت ولی خیلی سخت گذشت بهم که البته موفق هم نمیشدم تو این دوره (که بعد از مدتهای خیلی طولانی موفق شدم و تجربش رو تو این پست نوشتم)

 

چند وقت بعد سر کلاس ادبیات  معلم  به درس منصور حلاج که یک شخص عارف بود رسید  نمیدونم شما این درس رو  خوندین یا نه؟ اما به شدت منو تحت تاثیر قرار داد یه عارف که مردم نتونستن درکش کنن و عقایدش رو کافرانه میدونستن و دارش زدن


 این کلاس باعث شد بیشتر فکر من مشغول بشه  اونجا تو کلاس معلم  بعد از توضیحات منصور حلاج  درمورد ویژگی های عارفین صحبت کرد  که این اشخاص دارای ویژگی هایی  هستند که  افراد عادی ندارند  مثل چشم برزخی  که می تونن  حقایق رو بفهمن و مسیر درست و غلط رو به شکل یک اندیشه الهی درک کنن حتی جوری که میتونن بفهمن یه غذا یا پلو یی که جلوش میذارن از مال حرام هست یا نه در این حد!!!

حرفایی رو شنیدم که به شدت عجیب و جالب بود برام...

انقدر درگیر حرفای معلم شده بودم که به شدت پیگیر بودم و مثل گذشته سر کلاس چرت نمیزدم و منتظر بودم هر لحظه که کلمه بعدش رو چی میخواد بگه؟
 معلم گفت و گفت و گفت و تهش به خودسازی و تغییر و داشتن استاد ختم شد و اینکه ما هم میتونیم به مرتبه حلاج برسیم و...منو بیشتر جذب خودش کرد  تا کلاس تموم شد رفتم دنبال معلم تا دم دفتر و ازش سوال کردم که چکار باید کرد چجوری باید شروع کرد مطمئن بودم حرفاش به شدت میتونه بهم کمک کنه 
گفت باید اموزش ببینی و استاد داشته باشی حرفی که معلم دینی گفته بود و بهم یه استاد خیلی عالی و گل معرفی کرد :)

خیلی سریع رفتم دنبال سی دی های اموزشیش اما به این راحتی پیدا نمیشد  اون زمان اینقدر مثل الان سخنرانی ها دم دست نبود و تلگرام و سایتی نبود ولی بالاخره از یه مغازه سی دی فروشی قدیمی و خاک خورده پیدا کردم جوینده یابنده هست...

اون زمان که میگم مربوط به سال 92-93 هست دوستان :)

اینا تجربیات شخصی منه لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید حرامه ممنونم.

ادامه داره....

بنظرتون اون استاد کی بود؟

این جور نوشتنو دوست دارین؟ نظرتون چیه؟

 

ملیحه
۲۳ شهریور ۰۰:۳۹
استاد شجاعی برای من بهترین استاد بوده مخصوصا وقتی طبق برنامه ها سخنرانی هاشو گوش کنم و عمل کنم تو این چند سال که خواستم‌خودسازی کنم استاد های زیادی رو شناختم و مدتی پای حرفاشون بودم اما هیچ کس استاد شجاعی نشد برام خداروشکر خیلی بهتر از بقیه استادا آدمو شیر فهم میکنه من ک راضیم ازش :)
رسول
۲۲ شهریور ۰۹:۳۵
سلام استاد محمد شجاعی نیست؟👀

پاسخ :

سلام آفرین درسته :)
ملیحه
۲۰ شهریور ۲۲:۳۶
فکر نمی کردم نتونید حدس بزنید :)
رها
۱۹ شهریور ۱۸:۱۲
سلام ملیحه جون.من یکی که هیچ استادی جز خودت ندارم.تاحالا هیچ سخنرانی هم گوش نکردم.دنبالشم نیستم.خداروشکر حالم خوبه.گاهی هم که بد میشه با نفس عمیق و صلوات و مشغول کردن خودم بازم خوب میشم.منتظر پست بعدیت هستم.دوستدارت رها😙

پاسخ :

سلام عزیزم قطعا استاد با تجربه خیلی میتونه آدمو رشد بده من خودم خیلی دنبالشم چون معنی گمراه شدن و غفلت و کاملا فهمیدم و اصلادیگه دوست ندارم اون حال رو
محسن
۱۹ شهریور ۱۱:۲۱
سلام

استادتون شاید صدای درونتون باشه

پاسخ :

سلام
 صدای درون گاهی آدمو هدایت میکنه اما من منظورم اون نبود
ممنونم ک نظرتون گفتید
ملیحه
۱۳ شهریور ۱۰:۴۲
میخوام پست بعدی و بنویسم استادمو حدس نزدینا :)
رها
۱۲ شهریور ۱۴:۵۸
سلام.نمیدونم.بعضی وقت ها هفت هشت نفر باهم تو سایت هستیم.اما نمیدونم چرا نظری نمیدن.حرفی نمیزنن😔

پاسخ :

سلام درسته منم نمیدونم چرا اگه کسی فهمید بگه دلیلشو

اگه مشکلی داشته باشه سایت قطعا به زودی حذفش میکنم  دارم بررسی میکنم یا میرم سایت جدید یا کلا حافظی میکنم  بستگی به شرایط داره :)
رسول
۱۲ شهریور ۱۴:۵۰
سلام آبجی
آره مثل اینکه همین سه نفر بیشتر نیستیم😁
شایدم باشن اما نمیدونم چرا نظر نمیدن؟

پاسخ :

سلام دارم‌آمار سایت و در میارم ببینم چقدر و کیا میان تو سایت تو پست بعدی میگم بهتون.. نه بیشتر هستن اما هیچی نمیگن :(

لطفا آدرس این سایت و وارد نکنین تو کادر نظر فقط اگه سایتی دارین بنویسین ممنون
ملیحه
۱۲ شهریور ۰۱:۴۸
سلام فقط همین سه نفر هستید که میخونین پستا رو؟
رها
۰۸ شهریور ۱۶:۵۸
سلام ملیحه جون.خوشحالم که دوباره پست جدیدگذاشتی.لطفا ادامه بده عزیزم.ممنون

پاسخ :

سلام عزیزم چشم حتما ولی انتظار مشارکت دارم از همه
محسن
۰۸ شهریور ۱۰:۳۱
سلام

ممنون بابت پست قشنگتون

شاید استادتون ، استاد پناهیان یا شاهین فرهنگ شاید باشن

پاسخ :

سلام خواهش میکنم لطف دارین 
خیلی زیاد پای سخنرانی هاشون نبودم یه مدت کوتاه که دیدم از استاد خودم خیلی بهتر نتیجه میگیرم :)
رسول
۰۷ شهریور ۱۲:۰۶
سلام خدا قوت..
ممنون که اومدید و برامون نوشتید من که خیلی دوست داشتم عالی بود :)
منتظر قسمت های بعدی هستم..
اون استاد هم فکر میکنم حورایی باشه .

پاسخ :

سلام ممنونم که نظر دادید
قطعا استاد حورایی یکی از بهترین استاد های من بوده ولی استاد مورد نظر نیس :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
: