موج پاکی

اگر هیچ کس نیست خدا که هست...

راز دوره پاکی

به نام خدا

سلام...حالتون خوبه؟ دماغتون چاقه؟ چخبرا ؟ دوره پاکیتون چطور میگذره؟چیه ؟نگرانی؟

نگران نباش...من امروز میخوام یه کم یه چیزایی رو توضیح بدم...که قطعا بهت کمک میکنه...اگر پاکی و اوضاع خوب پیش میره که چه عالی ان شالله مداوم باشه برات

ولی اگه لغزش داری و خودتم خسته شدی از این اوضاع ادامه این متن منو بخون...

حرفامو میخوام از اول اول اول شروع کنم از صفر و کم کم بیام بالا

اولین بار که یه نفر توبه میکنه از گناهی که بهش شدیدا معتاد شده استانه تحمل ادم خیلی خیلی پایینه...ابتدای این مسیر شاید واقعا عذاب اور باشه ولی هر راهی با اولین قدم ها شروع میشه...اگر این روزای سخت ابتدایی رو نگذرونی که نمیشه به جاهای اسون برسی!

 

بعد از هر سختی یه اسونی هست...

اینو خدا وعده داده...بنظرت ارزش نداره که یه بار برای همیشه نه بگی بهش؟ نفست رو میگم...

خیلی وقتا ما به خودمون میبازیم نه شیطان!

یه بار که تحت یه شرایط خیلی سخت که وسوسه شدی اگر محکم واستی پای عهدت و یه نههههههههههه بگی بعدش میفهمی چه لذتی داشت...با خودت میگی کاش از اول جرئت به خرج میدادم...

به قول استاد پناهیان باید برای درک لذت های عمیق از لذت های سطحی بگذری...

از یه لذت گناه که 2 دقیقه بیشتر نیست میگذری و اون لحظه حتی شاید حس حسرت داشته باشی ولی بعدش مثلا بعد چند ساعت یه نشاطی قلبت رو پر میکنه...یه حس رضایت و ارامش...که پاداش خداست...

وقتی اونچیزی که میدونی درسته با اونچه که انجام میدی و در درونت میگذره باهم هماهنگ باشه ارومی وگرنه از درون بهم میریزی...

شاید ظاهرا بخندی ولی از درون یه صدایی همیشه شاکیه ازت! و نمیذاره لذت ببری از زندگی و روزای جوونی....

خط پاکی یه سری پیچ و خم هایی داره...و من میخوام تجربه خودمو بگم...تا اونجایی که میدونم برای همه صدق میکنه...ادامه متن رو بخونید و اگر تجربه متفاوتی داشتید بگید حتماااااااا

 

روزای اول شاید حتی تحمل 1روز پاکی هم خیلی سخت باشه من خودم یادمه هر شب لغزش داشتم...انقدر عادت کرده بودم که ناخوداگاه و خودکار شده بود...خیلی زجر داشت منصرف شدن از گناه....همیشه توبه و حفظ پاکیم رو موکول میکردم به فردا....ولی فردایی در کار نبود!

بعد کم کم شرایط عوض شد...کوچولو کوچولو قدم برمیداشتم...و دنبال پاکی بودم....

جدی جدی خستم کرده بود اون شرایط...همیشه خواب الود بودم...حتی اگه 10 ساعت هم میخوابیدم وقتی بیدار میشدم انگار اصلا نخوابیده بودم بدنم کوفته بود....

دنبال کردن اهداف و علاقه مندی هامو عقب مینداختم چون میخواستم بخوابم....فکرم پر شده بود از گناه...فن بیانم رو کلا از دست داده بودم...و تو ارتباطاتم ضعف داشتم....

تا پدرومادرم یه حرفی میزدن با اینکه حرفشون خیلی عادی بود من خیلی زود عصبی میشدم و داد میزدم...با کوچکترین چیزا بهم میریختم...و اعصابم خرد بود همیشه....

زود از دیگران دلخور میشدم و زودرنج بودم...از دوستام اگه کسی بهم میگفت بالا چشمت ابرویه خیلی به دل میگرفتم...و ناراحتی میکردم....

دیگه نمیدونستم چی داره سرم میاد فقط دنبال این بودم که یه راه خلاصی پیدا کنم...خیلی شکست خوردم بچه ها...

شما هم باید برای تغییر به آستانه رنج برسید...و خسته بشسد از الانتون...

این مسیر مسیر ساده ای نیست...باید هوشمندانه رفتار کنی تا موفق بشی...

من قبلا بارها گفتم و الانم دوباره میگم که لغزش جزیی از این مسیره...نباید بجنگی با خودت بخاطر اشتباهاتت...باید یادبگیری ببخشی خودتو....و فرصت جبران بدی ...

یه مدت شاید تحملت فقط تا یه روز پاکی باشه...بعد کم کم زیاد میشه مثلا میرسه به 4 روز پاکی...و همینطور به بالا...

دیدی بعضیا رو که میگن ما تا 10 روز پاکی بیشتر نمیرسیم؟؟

این ادم تحملشو از 1روز رسونده به 10(یا هر عدد دیگه ای) حالا از الان به بعدم باید ادامه بده و متوقف نشه...خیلی ها اینجاها خیلی لغزش میکنن و ناامید میشن...میگن ای بابا من که ادم بشو نیستم و فلان....

ولی باید ادامه داد اینجا شیطون ممکنه خیلی مختو خط خطی کنه...ولی تو هوشیار باش...درگیر سرزنش خودت نشو...خودتو ارزشمند بدون!

باور کن تو ارزشمندی...وگرنه اصلا اینجا ها پیدات نمیشد...پس معلومه پاکی برات مهمه که اینجایی...

باید مراقب گفت و گوهای درونیت باشی...به خودت فحش نده...خودتو بپذیر با همه عیب هات...با جنگیدن شرایط سخت تر میشه...باور کن راست میگم

 

کم کم راه و رسم پاکی رو یادمیگیری و قلق خودت دستت میاد میدونی تو چه شرایطی چکار کنی...و هر بار روزای پاکیت بیشتر میشه...

فقط نکتش اینه که مغرور نشی همین  مخصوصا بعد از 40 روز پاکی...

مراقب خودت باش تو 40 روز اول ادم خیلی حساسه...باید یه برنامه دقیق داشته باشی برای خودت و سعی کن وقتت خالی نباشه...هر چندوقت یه بارم تو برنامت تنوع ایجاد کن....

گاهی یکنواختی و کسل شدن ممکنه عاملی بشه واسه شکست...

 

همه تلاشت رو بذار پاک بمونی ولی یادت باشه که اگرم لغزیدی ازش درسش رو بگیری...این لغزش چیزی نبود که تو بخوای روز وشب بخاطرش خودسرزنشی کنی...بلکه یه اژیر هشداره تا بهت بگه هنوز یه درسی هست که تو نگرفتی...برو دنبالش...ببین چی شد شکستی عهدت رو....؟؟

دقیقاااا مرور و تحلیل کن باید حتمااااااا بنویسی ....وقتی نقطه ضعف پیدا شد میتونی دنبال رفعش باشی...

نوشتن تو دوره پاکی خیلی تعیین کنندست...میگن بنویس تا اتفاق بیفته...حتی انقدر مهمه که خدا تو قران به قلم قسم خورده...پس حتما یه چیزی هست دیگه...جدی بگیر !!

تموم شد

ممنونم که تا اخر خوندی:)

منتظر نظرات شما هستم حتمااااا کامنت بذارید...

 

یاعلی

 

 

 

 

 

سربراه
۱۹ آبان ۱۶:۴۲
سلام خواهر...

راز دوران پاکـــــــے..
چه اسم زیبایی...

درسته هنوز دوره پاکی ام ب ۴۰روز نرسیده،اما خداراشکر توراهم وسربراهم...

نکته؛
دوستان همسفر،هرموقع لغزش داشتم اینجوری خودم را دلداری میدادم و نفسم راراضی میکردم دوباره شروع کنه ...
میگفتم تو الانم که شروع کنی،ولو یکساعت از پاکی تو میگذره،بدان یکساعت هس پا توی بهشت گذاشتی،بهشت پاکـــــے
الان تو بهشتی و از جهنم خ ار خارج شدی،غصه نخور...وسعی کن دوباره از این بهشت ارامبخش خارج نشی...
خداراشکر هنوز تو دوران پاکی وفضای زیبای بهشت هستم...

تشکر از ملیحه خانم...

پاسخ :

سلام ممنونم از نظر زیبات :)
سکینه
۱۰ آبان ۱۵:۴۳
سلام من دختری از روستا هستم که این ۸ساله گرفتار ودگیر این مشکلاتم دیگه امونم بریده هردفه توبه توبه توبه توبه فایده نداره چیکارکنم داره زندگیم متلاشی میشه ازصبح تاشب توخونه تنها وبیکارم براهمین بفکر اون خودارضایی لعنتی میشم خودم اصلا دوستندارم ولی تحیریک میشم شده ۲۰ روز۲۰روز کنار گذاشتم ولی بی فایدست

پاسخ :

سلام عزیزم برای خودت هدفی درنظر بگیر و براش تلاش کن نباید به هیچ وجه بیکار باشی.ببین علاقه مندی هات چیه و در همون راستا هدف بریز.
ارمین
۰۵ شهریور ۱۴:۲۸
مثل همیشه عالی بود. من که تا ته ته خوندم و بهم چسبید. این چیزایی که گفتی دقیق تو من صدق میکنه. هر بار شکست میخورم فکر میکنم رسیدم به اخر خط در صورتی که این طور نیست. به امید خدا از امروز دوباره شروع کردم. هرچی خدا خواست.

پاسخ :

خوبه آفرین.
رسول
۰۴ شهریور ۲۲:۵۲
سلام ابجی..بابت این متن خیلی خیلی ممنونم...واقعا استفاده کردم،و انگیزم بیشتر شد.میخام از این بعد به برنامه هایی که گفتید بیشترعمل کنم.من واقعا پاکی رو دوست دارم.دیگه نمیخام به اون روزای جهنمی برگردم.بازم برامون بنویسید...تشکر

پاسخ :

سلام خواهش میکنم.
حتما مینویسم :)
رسول
۰۴ شهریور ۲۲:۴۳
سلام ابجی..بابت این متن خیلی خیلی ممنونم...واقعا استفاده کردم،و انگیزم بیشتر شد.میخام از این بعد به برنامه هایی که گفتید بیشترعمل کنم.من واقعا پاکی رو دوست دارم.دیگه نمیخام به اون روزای جهنمی برگردم.بازم برامون بنویسید...تشکر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
: