موج پاکی

اگر هیچ کس نیست خدا که هست...

مدار پاکی

سلام
الان سحر 16خرداد96...تقریبا 3ماه و نیم میگذره از پاکیم...واقعا خداروشکر که پاکم...گاهی فکر میکنم ببینم چی شد یهو که تا سه ماه اومدم...واقعا از من بعید بود...
دلم میخواد از اون روزا بگم براتون...خیلی شکست خوردم خیلی زیاد...ولی میخواستم پاک باشم...
چون وقتی بتونی از گناهی مثل خودارضایی بیای بیرون اونوقت انگار تازه بیدار میشی
و میفهمی وای چقدر بینا شدم نسبت به همه چی؟
چقدر مسیر و هدف هست که من میتونم برسم بهش...چقدر استعداد داشتم و خودم خبر نداشتم...و کم کم همه چی رنگ میگیره تو زندگی ادم...
بنظر من وقتی کسی خودارضایی میکنه حتی حال و حوصله خودشم نداره چه برسه به اهدافش و کسای دیگه!!
ولی شما هر چقدر هم که احساس کثیفی و گناه کار بودن کنید و تو بدترین شرایط باشید میتونید به پاکی و حس خوب و ارامش دست پیدا کنید...دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره...بالاخره میرسی بشرطی که ناامید نشی...و تلاش کنی و بهای پاکیتو بدی...
من چند ماه پیش خیلی یاداشت و مصاحبه کسایی که ترک کرده بودن رو میخوندم و دنبال این بودم که راز اصلی ترک گناه رو درک کنم...و بتونم مثل اونا زلال بشم...
خیلی برام جالب بود اشتراک بعضی از پیام هایی که میخوندم ازشون میگفتن ما نفهمیدیم چی شد که پاک شدیم...من نمیفهمیدم چی میگن اینا ...میگفتم یعنی چی خب؟؟مگه میشه ادم نفهمه چکار کرده برای پاک شدنش؟؟چرا واضح نمیگن!
ولی من الان خودمم یه همچین حالتی دارم...تا همین چند روز پیشم واقعا گیج بودم...
منی که انقدر زیر عهد و پیمانم با خدا زدم و نمیتونستم به خواسته های کثیف نفسم نه بگم الان چقدر راحت میتونم کنترل کنم زندگیم رو...همه چی انگار تحت نظره...و سر جای خودش...
من یه طوری بودم که واقعا عجیب تو گناه بودم...عزت نفسم له له شده بود...
از خودم بیزار بودم...گناه میکردم بدون لذت اصلا دست خودم نبود...حتی در عین گناه از خدا التماس میکردم که نجاتم بده...من جام اینجا تو همچین فضاهای مجازی نیست...اخه چرا باید اینکارو کنم وفلان....اما الان خیلی همه چی فرق کرده...
خدا انگار جواب اون کمکایی که ازش میخواستم و اون گریه ها رو داد بهم:)
میدونی چیه؟ اصلاخدا جواب اعتماد همه بنده هاش رو میده و کاری نداره به گذشته تو که چی بوده...
خیلی وقتا ما تنها نمیتونم از پسش بربیاییم...
باید کمک بخواییم از خدا و توسل کنیم به ایمه...اونا حکم خانواده اسمونی ما رو  دارن...
یه جاهایی میشه که ادم باید بارش رو بندازه رو دوش خدا و با ارامش بدون نگرانی مسیر رو طی کنه...
اگه بری به سمتش و دست دراز کنی ردت نمیکنه
من قبلا فکر میکردم واااااااای پاکی چقدر سخته؟؟؟؟؟؟؟چطوری گناه نمیکنن بعضیا؟؟؟؟؟

ولی میدونی چیه ؟ از یه جایی به بعد اگه ببینن واقعا میخوای پاکی رو و تلاش میکنی دیگه خودشون کمکت میکنن...بعد میفهمی نه بابا اونقدرا هم که فکر میکردی سخت نبود...بعضیا واقعا خیلی گندش میکنن متاسفانه...

خیلی خوشحالم خیلی زیاد و خداروشکر که پاکم
من تا زمان ازدواجم در پرهیز هستم و از این پرهیز الهی لذت میبرم...و به امید خدا ارباب هوای نفس و شهوت خودمم:)
الان وقتی به گذشته نگاه میکنم چیزایی رو میبینم که زمانی که در اون نقطه از زمان بودم نمیفهمیدم....
درسته من خیلی ناراحتی میکردم در مسیر ترک ولی با این همه شد:)
تو هم من و خیلیای دیگه که ترک کردن رو الگوی خودت کن...چطور من تونستم توهم میتونی!!!!
با خودت مهربون باش
بد تا نکن با خودت
شکست و لغزش جزیی از این مسیره
تا لغزشی نباشه که پاکی معنی پیدا نمیکنه!
خودت رو ببخش و دوست داشته باش با تمام عیب و ایراداتت...
برو جلو اینه و از خودت و جسمت بخاطر گناهات معذرت بخواه و جبران کن
هررررررررررررررررررررررررر کاری که از دستت بر میاد انجام بده واسه پاکیت...مطمین باش که خدا تو رو بیشتر از توانت ازمون نمیکنه...
 یه نکته ی خیلی ظریفی هست که باعث ناراحتی اون روزای من بود
اینو بهت میگم شاید توهم درگیرش شده باشی
ببین این مسیر قطع و وصلی زیاد داره
مخصوصا وقتی اول راهی
یه مدت پاکی و سیمت به خدا وصله و بعد یه مدت قطع میشه و دور میشی...
اینا یه مدت ادامه داره ولی نباید تو این کشمکشا کم بیاری ادامه بده
و بدون که در نهایت به ثبات می رسی و یه جورایی سیمت وصل وصل میشه...
پس نگران این نباش که چرا انقدر میلغزی...
پاکی یه مدار بخصوصی داره باید خودت رو در اون مدار قرار بدی...
یادمه یه زمانی شک کرده بودم به همه چی...و میگفتم اینایی که میگن پاکیمو فلان همش دروغه...کجا پاکن؟؟؟؟؟؟اینا همش نمایشه و فلان نمیشه پاک بود!!!!!!!! مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟

بچه ها اینکه ما الان صدای رادیو جوان رو نداریم دلیل نمیشه که رادیو جوانی وجود نداشته باشه!!
ما برای گرفتن اون صدا باید در مدار و موج رادیو جوان قرار بگیریم و گیرندمون رو روی اون موج تنظیم کنیم...اونوقت میتونم بشنویم ....
پاکی هم همینه برای دیدن و شنیدنش باید گیرندت رو روی مدارش تنظیم کنی...بعد که رسیدی میبینی نه بابا اونقدراهم دور از دسترس نبود که فکر میکردم...
حالا واسه تنظیم این مدار باید تلاش کرد و کم کم از مدار گناه خارج شد که این یه شبه ممکن نیست باید به خودت زمان بدی...کم کم درست میشه...
یادمه یه مدت دوست داشتم یه قرصی بخورم یا یه کلیدی بزنم و همه چی خوب و ایده ال بشه ولی هیچی رو یک شبه نمیشه به دست اورد...

سعی کن تک تک تجربه هات رو تو این مسیر بنویسی تو دفتر و البته از تجربه دیگران هم استفاده کن...کتاب بخون و سخنرانی بگوش  نامه بنویس به خدا و امام زمان و...... کلا هرچی که فکر میکنی بهت کمک میکنه انجام بده...هرچی که از دستت برمیاد...از خودت انتظار بیش از حد نداشته باش چون باعث میشه خودتو مقایسه کنی با دیگران که اصلاااااااااااا درست نیست
هرکس مسیر خودش رو داره....و توهم فقط حق داری با گذشته خودت خودتو مقایسه کنی...
اگر توانت 5هست به اندازه پنچ پنجمش تلاش کن....
اگر توانت 10 هست به اندازه 10 دهمش تلاش کن...وقتی تمام تلاشت رو کنی نتیجه میگیری...
ولی وقتی از توان 10 خودت 5تا تلاش میکنی نباید انتظار موفقیتو داشته باشی!!!!!!
نباید بگی که منو فلانی هر دوتامون 5تا تلاش کردیم چرا اون رسید به پاکی من نرسیدم؟؟؟؟؟

خودت بهتر میدونی چی میگم دیگه بیشتر توضیح نمیدم...
خلاصه اینکه باید قدم برداری... 
همینکه شروع کنی دیگه بقیه اش کم کم رغم میخوره و در نهایت میرسی به اونی که باید برسی :)

فقط ناامیدی و منفی نگری ممنوع!!!!!!
ادامه بده و نگو نمیشه...مثبت حرف بزن و امید بده به خودت...حتی الکی!!!!!!
نمیشه و نمیتونم مال تو نیست...ما اشرف مخلوقاتیم...
میتوووووووووووووووووووووووووووووونیم :)

+ممنونم که تا پایان همراه من بودید...حتماااا حتماااا حتماااا نظرتون رو بگید عشقای خدا...
دوستتون دارم...

❤از طرف ملیحه ارباب هوای نفس❤

پایان :)


مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دختر شمالی
۲۳ خرداد ۱۵:۰۰
یه جاهایی میشه که ادم باید بارش رو بندازه رو دوش خدا و با ارامش بدون نگرانی مسیر رو طی کنه...
این جمله ات فوق العاده پرمعنی و قشنگ بود :)
از اینکه دوستی مثل تو دارم خیلی افتخار میکنم:)

پاسخ ابجی ملیحه :

لطف داری عزیزم منم به تو خیلی خیلی افتخار میکنم :)))))))

پوریا
۱۷ خرداد ۱۰:۴۰
کارت درسته ملیحه
جهاد نفس خیلی سخت تر از جهاد در جان هست، جان خودت رو یک بار میدی تمام ولی جهاد با نفس رو هر روز درگیری باهاش
اینکه بتونیم جهاد با نفس رو به خوبی اجرا کنیم کار آدم های قوی هست ادم هایی که هدف دارن ادم هایی که پیرن پاره کردن و کلی شکست خوردن تا بتونن به اونجا برسن
تو جز این ادم هایی
چ افتخاری که من دارم با یک جهادی تنومند صحبت میکنم :)

پاسخ ابجی ملیحه :

ممنونم  لطف داری :)
خیلی نکته دقیقی رو اشاره کردی...مرسی :)
به قول استاد پناهیان مومن روزی 70 بار جون میده...

جهادی بودن از خودته :)
سید محمد جعاوله
۱۶ خرداد ۱۸:۵۳
سلام
رمضان بر شما مبارک

پاسخ ابجی ملیحه :

سلام سپاس
به همچنین :)
pari
۱۶ خرداد ۱۶:۲۶
سلام خیلی خوشحالم بابت پاکیت ان شاالله که پاکیت موندگارباشه ولذت های دائمی پاکی روتجربه کنی. ممنون بابت پستت کلااین مسیرلذت بخشه ولذت بخش ترش اینه که اختیارنفسمون دست خودمونه.موفق باشی همیشه.یاعلی...

پاسخ ابجی ملیحه :

سلام 
مرسی از نظر زیبات:)

دقیقا همینطوره
شاد باشی:)
حوا
۱۶ خرداد ۰۹:۲۵
سلام عزیزم :)
چقدر خوشحالم به خاطر ۳ ماه و نیم معصومیت و قهرمانیت :))
فوق العاده ای دوست جانم فوق العاده!

پاسخ ابجی ملیحه :

سلام گلم ممنونم :)
خودت فوق العاده تری :)
موفق باشی
قهرمان ؟ به جمع جنگجویان مسیر پاکی بپیوند
ایمیل ارتباطی با من : tarbiyatenafs@mail.com