تایتل قالب


مشکلات و اتفاقات چه پیامی دارن؟

سلام دوست من 

اتفاقات چه درسی بهت میده؟

اتفاقات ناخوشایند برای همه آدم ها پیش میاد هم آدم های به ظاهر خوب و هم بد ولی عکس العمل بیرونی آدم ها باهم فرق داره!


هرچه اتفاقات سخت تر باشه ذهن انسان دنبال چرایی هستو عجله داره علت رو هرچه سریع تر پیدا کنه و وقتی یک علت پیدا کرد اونو تعمیم میده و به طور مطلق و صد درصدی میگه دلیلش این بود حتما!!!!!!!

و همین باعث میشه درس هایی که باید از دل اون اتفاق تلخ و سخت می‌گرفتیم در طول زمان درک نکنیم....


لزوما اتفاقاتی که امروز رخ میده مال امروز نیست حتما یه جریاناتی دست به دست هم داده و استحقاق ما رو برای بودن در اون شرایط رو بالا برده!


ذهن ما بخاطر تکنولوژی اعتیاد پیدا کرده به سرعت داشتن و وقتی یک درسی میگیریم از یه مشکل تصورمون اینه که خب تموم شد و حالا من تغییر کردم!

درصورتی که تغییر دونستن نیست عمل‌کردن هست یعنی باید عکس العمل هات در واقعیت تغییر کنه نه این که یه چیزی رو بدونی صرفا...


و هیچ کس هم نمیتونه به تو بگه که درس های مشکل تو چیه خودت باید کشفش کنی چه درسی برات داره


هدف این نیست چیزی یاد بگیریم که دیگه با مشکل مواجه نشیم هدف اینه که نکاتی یادبگیریم تا بتونیم از درون مشکلات درسهای ارزشمند بیرون بکشیم برای تغییر خودمون


واقعا کی میتونه بگه یه سرماخوردگی حاد اتفاق خیلی بدی هست؟


ما گاهی علت یک اتفاق مثل سرماخوردگی رو در چند ساعت قبل میبینیم که مثلا لباس کم پوشیدم یا هوا سرد بود و...(دلیل های مادی)

شاید سرماخوردگی اومد تا من یک مهمونی بزرگ برگذار نکنم که الان آمادگیش رو ندارم و دیگران هم توقع کمتری ازم داشته باشن :)


یا بیمار شدن به خاطر از دست دادن یک عزیز ذهن میگه :زندگی برام بی معنیه دیگه بدتر از این نمیشه و...

حالا عالم منو تو رو در این شرایط دچار یک مشکل جدی میکنه و حالمون بد میشه میریم دکتر و توجه ما از روی اون مسئله برداشته میشه و با مسئله جدید انگیزه پیدا می‌کنیم برای زندگی اینجاست که می‌فهمیم چه اشتباهی میکردیم که هیچ چیز برام مهم نیست اتفاقا خیلی چیزا مهمه برام!


هرموقع به مشکل خوردی اگر اعتراض کنی فقط انرژی از دست میدی و اون مشکل پر رنگ تر میشه و تداوم پیدا میکنه و طبق قوانین عالم برای اینکه میزان اذیت شدن این آدم کمتر بشه یک مشکل دیگه رخ میده تا توجه از روی اون مسئله برداشته بشه !

فردی که آگاه نیست میگه:این مشکل کم بود اونم اضافه شد هرچی سنگه مال پای لنگه و....


ولی فرد آگاه میگه: عجب تفاسیری داشتم از اون مشکل حالا این موضوع پیش اومده واقعا داستان چیه؟ و وقتی توجهش رو میده مشکل دوم مشکل اول کمرنگ تر میشه....


اگر در مقابل با اتفاقات سخت عکس العمل قربانی بودن داری و حس میکنی تقصیری نداری و از بیرون آسیب دیدی این معنی رو داره که کنترلی روی زندگیت نداری این اتفاقات و آدم ها و شرایط هست که تو رو کنترل میکنه

این آدم نمیتونه قدرتمند باشه چون اثر پذیره نه اثرگذار!


یه جای اینکه بگی من تقصری نداشتم باید بگی من به چی نیاز داشتم که با چنین معلم معنوی باید رو به رو میشدم من آسیب ندیدم ولی خیلی ناراحتم و این خیلی دردناکه برام...فقط همین

اگر چیزی دردناکه لزوما آسیب زننده نیست!!!


شما چه درسی از مشکل زندگیت میگیری؟چه نکات مثبتی توش هست؟

ملیحه ۲۷ مرداد ۰۰ ، ۱۸:۵۷ ۲ ۷۴

نظرات (۲)

  • 🌼تمنا🌼
    جمعه ۵ شهریور ۰۰ , ۰۷:۵۸
    سلام آبجی ملیحه جان ودوستان گلم♥️♥️♥️
    من خودم چندسال پیش یه کتاب میخوندم به نام (مشکلات را شکلات کنید) البته‌ اگه اسمشون درست گفته باشم یادمه تواین کتاب گفته بود که مشکلات باعث میشن تا ما رشد کنیم بزرگ بشیم وسطح آگاهیمون بالا بره درکل اومون تا ازما یه انسان جدیدی بسازن مشکلات مثل شکلات تلخی می مونن که شاید اولش بدمزه وتلخ باشن اما آخرش شیرینن وبرای همیشه موندگار نیستن.
    • author avatar
      ملیحه
      ۵ شهریور ۰۰، ۰۸:۰۱
      سلام تمنا جان دقیقا همینطوره مثال جالبی بود :)
  • فرزانه
    جمعه ۲۹ مرداد ۰۰ , ۱۸:۴۰
    سلاااام آبجی ملیحه😊
    حالا بحث مشکل اومد یاد یه خاطره ای تو گذشتم افتادم....
    3 یا 4 سال پیش به حساسیت فصلی مبتلا شدم و خیلیییی شدید بود خیلیییی اذیت بودم و با خودم میگفتم خدایاااا این چیه که به جوونم انداختی..... خخخ اون موقع ها ارتباطم با خداهم خوب نبود.... ولی خیلی درس ازش گرفتم... بخاطر حساسیتی که داشتم با خیلی از داروها و حتی دارو های عطاری اشنا شدم و با اونها تونستم به افرادی که مثه من درگیر بودن کمک کنم تا خوب بشن خیلی حس خوبی بهم میده.... یا بخاطر حساسیتی که داشتم پاموو تو خیلی از مهمونی هایی که توش گناه بود نذاشتم.... یجورایی اگه خودمون نفهمیم این مشکل چه درسی داره گذر زماان اون درس و بهمون نشون میده...
    ولی مهم اینه خودمون از اون مشکله اون چیزی که باید ازش درس بگیریم رو بکشیم بیرووون... خیلی کیف میده😍
    • author avatar
      ملیحه
      ۲۹ مرداد ۰۰، ۱۹:۱۲
      سلام فرزانه جان چه خاطره جالبی گفتی واقعا همینه خیلی لذت بخشه:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

به بهشت من خوش آمدی❣

هیچ بیرونی وجود نداره از قضاوت و سرزنش دیگران دست بردار و به درون خودت سفر کن❤

تویی که داری این‌ متن رو میخونی
نمیدونم کجای این جهان هستی
حالت چطوریه؟
روزت چطور میگذره؟
دلت غمگینه یا شاد؟
اما میخوام بهت بگم به فردا و طلوع خورشیدش امید داشته باش
همه سختیا میگذرن همه غم ها میرن
همه نشدن های الان تموم میشن
بهت قول میدم!
از وقتی خورشید طلوع کرد
و تو چشماتو باز کردی
فرصت داری برای بهتر شدن تا زمان حیات....
قدر لحظه هاتو بدون ❤️