تایتل قالب


وقتی امام رضایی شدم...

سلام دوستان و همراهان عزیز

 خوب هستید انشالله؟ من که حالم خیلی خوب و بینظیره و میخوام بگم که چی کار کردم

یادتونه چند روز پیش که پست "با خدا پادشاهی کن" رو نوشتم و گفتم از یه موضوعی ناراحتم؟

تو این مدت که ناراحت بودم خیلی زود تونستم خودمو جمع و جور کنم با کمک قران و البته بعد از اون نماز هامم با کیفیت تر شد و در کنار اینا امام رضا خیلی خیلی کمکم کرد...

وقتی نمیدونم مشکلاتمو چجوری حل کنم و دلمو شاد کنم و به هر دری میزنم نمیشه خودمو، دلمو میسپرم به امام رضا تا همه چی رو خودش حل کنه و بعد بهم بگه بفرما اینم درست شد دیگه ناراحت نباش


همیشه به امام رضا به چشم یک فرد مذهبی که با خدا بوده و حالا فوت شده وحاجت میده و خیلی هم طرفدار داره نگاه میکردم ولی الان با گذشت شاید ۱۰ سال نگاهم کاملا عوض شده بنظرم امام رضا یک پدر خیلی مهربونه که میتونه محرم تمام اسرار و راز های ما باشه و بهمون کمک کنه تو زندگی و  با نشونه ها راه جلوپامون بذاره...

مثلا من خیلی از حرف هامو نمیتونم به کسی بگم حتی خانوادم یا همسرم ولی امام رضا خیلی با همه برام فرق داره :)


این پست رو ننوشتم  که سوز به دلتون بدم یا اینکه بگم من چقدر آدم خوبی هستم تا حسرت بدم به شما، میخوام بگم شما هم میتونید ارتباط خوبی با امام رضا داشته باشید پس لطفا تا اخر همراهم باشید تا کامل تر بگم...


اگه جزو بچه های کانال تلگرام من بوده باشید میدونید که من برای اربعین مشهد امام رضا بودم یه سفری که اصلا حتی یک صدم درصد هم فکرشو نمیکردم پیش بیاد برام عین یک معجزه اتفاق افتاد...

ما قرار بود بریم شمال و تعطیلاتی که گذشت رو اونجا باشیم و در طبیعت زیبا خستگی در کنیم و لذت ببریم(با رعایت پروتکل های بهداشتی) اما به محض اینکه خواستیم سوار ماشین بشیم

همسرم گفت : میخوای یه سر هم مشهد بریم؟

من که خیلی شوکه شدم گفتم جدی؟ مشهد که خیلی دوره این همه بخوای رانندگی کنی خسته میشی...

گفت : ما که این همه راه تا شمال میریم مشهد هم بریم اشکال نداره...

و یهو مقصد ما از شمال به مشهد عوض شد (البته بعد از مشهد شمال هم رفتیم)


وقتی رسیدیم و رفتم زیارت اصلا باورم نبود میدونید؟

من مدت هاست که همدم روزا و شبام امام رضا شده و نه فقط تو ناراحتی و غم بلکه تو وقت خوشی هم ازش یاد میکنم و تو خلوت هام هست...

ولی وقتی ناراحتم باشم و برم سمت امام رضا بنظرم اون غم خیلی مبارک هست  قبلا عذاب وجدان میگرفتم می گفتم تو چه آدمی هستی؟ فقط وقتی مشکل داری میری سمت امام رضا ولی الان میگم: هر مشکلی که باعث بشه بری سمت خدا و امام رضا مبارکه :)


این سفر مشهد برام یک هدیه بزرگ و نشونه ای از طرف امام رضا جان هست که بابتش خیلی خداروشکر میکنم میدونید امام رضا چقدر شنواست؟ چقدر بیناست؟ عین یک پدر مهربون حامی ماست، من اینو بار ها و بارها تجربه کردم مخصوصا این سری آخر که خیلی به دلم چسبید...


یه بنده خدایی داشت صحبت میکرد بین صحبتاش با یه لحن مسخره گفت : عین این پیر زنا که میرن مشهد و دائم ذکر میگن و... !!!!

من خیلی دلم به حالش سوخت تو دلم گفتم اگه امام رضا داشتی هیچ غمی نداشتی جالب اینجاست که همیشه ام تو زندگیش مشکل داره و میسوزه...بگذریم


اگه دوست داری با امام رضا دوست بشی ، این چند موردی که میگم رو حتما انجام بده خیلی سادست :


یه مدت تمرکز داشته باش و با امام رضا صحبت کن میتونی ویس بگیری یا نامه بنویسی یا همینجوری تو دلت بگی لازم نیست حرف خاصی باشه گاهی یه سلام یا صبح بخیر هم خوبه یا وقتایی که خوشحالی درمورد ش با امام رضا حرف بزن


اگرم ناراحتی یا مشکلی داری با امام رضا صحبت کن، ولی هرگز با آدم ها حرف نزن که بد میشه ازش کمک بخواه ولی انتظار نداشته باش که همون لحظه امام رضا تلفن کنه بهت بگه چیکار کنی :)


تو اتاقت یه نشونه از امام رضا بذار مثل یک پوستر یا عکس از حرم ، تا هرموقع چشمت افتاد سلام بدی یا حرفی داشتی بگی...


میتونی تو شبکه های اجتماعی کانال هایی که درمورد امام رضا و حرم عکس و فیلم می ذارن رو دنبال کنی و هر موقع اون تصاویر رو میبینی یادت بیاد که میتونی با امام رضا هم حرف بزنی ...

( اگرهم مشهد هستی که خیلی عالیه میتونی هرچندوقت یه بار بری حرم و خلوت کنی با امام )


یه مدت باید استمرار داشته باشی من خودم شخصا وقتی این کارا رو میکنم و یاد امام رضا هستم آرامش خاصی تو قلبم میاد و فقط هم برای آروم شدنم این کارو میکنم ...

ولی امام رضا انقدر مهربون و با معرفت هست که بهت خط میده یه جوری که بفهمی !


ولی درکل نباید با توقع این کارو کنی که حتما من حاجت روا بشم ،گاهی وقتا خیر و صلاح ما در چیز دیگه ای هست که بعدا میفهمیم


من یه زمانی سر یه موضوعی خیلی اصرار کردم به امام رضا خیلی اشک ریختم خیلی غم خوردم خیلی اضطراب کشیدم چون اون خواسته ای بود که واقعا با تک تک سلول های بدنم با عشق میخواستم اما نشد!

چه شبا و روزایی با گریه میخوابیدم ولی نشد!

اما من اصلا با امام رضا بد نشدم اصلا ازش سرد نشدم چون میدنستم که امام رضا صلاح منو بهتر میدونه و حتی منو از خودم بیشتر دوست داره...


یادمه رفته بودم مشهد تو حرم امام رضا گفتم: امام رضا جان؟ من خیلی برام مهمه این خواسته لطفا کمکم کن بشه!!

ولی اگر هم قسمت و سهم من نیست من به زور نمیخوام...

لطفا قلب منو امانت بگیر پیش خودت درمونش کن و بهم برگردون تا با چیزی غیر از خواسته خدا شاد نباشه...!!


وقتی برگشتم از مشهد خیلی اروم تر بودم اما بازم نمیدونستم چیکار کنم؟

بعد چند روز به سرم زد دوباره رفتم جمکران و نامه نوشتم انداختم چاه جمکران گفتم اگر به صلاحم نیست فلان جور بشه من بفهمم!

و خیلی زود یه نشونه دیدم که خیلی شخصی هست بچه ها نمیتونم بگم ولی فهمیدم اشتباه خواستم اینو با بغض و اشک و اکراه قبول کردم ولی با گذشت یکی دو سال چیزایی فهمیدم که واقعا خداروشکر کردم که نشد چون اگه میشد خیلی بد بود و پشیمون میشدم...


امام رضا هم قلب منو امانت گرفت و درمونش کرد و بعد یه مدت همه چیز طبق روال شد و حال دل منم خوب شد :)


هنوزم دیر نیست میتونی با امام رضا دوست شی  اگر اینجایی و داری این متنو میخونی این هدایت خدا و محبت امام رضاست به تو

چون من نمیخواستم بنویسم فقط به دلم افتاد...


حالا با چندتا عکس از حرم شما رو با امام رضا تنها میذارم برای دیدن عکس و فیلم هایی هم که خودم اربعین گرفتم لطفا به کانال تلگرام جوین بدید بدرود :)





نظرات (۲)

  • Ehsan ‌
    شنبه ۳ آبان ۹۹ , ۱۷:۵۲
    سلام به ادمین گرامی
    تاحالا یبار رفتم مشهد یعنی نمیدونم بزارم پای تنبلی خودم یا قسمت
    ولی همون یبار چه حس خوبی داشتم
    دلم هوای حرم امام رضا رو کرده ، هوای اون روزا
    چقدر دلم میخواد الآن حرم باشم
    دعا کنید زود برم
    • author avatar
      ملیحه
      ۳ آبان ۹۹، ۲۲:۳۳
      سلام ان شالله امام رضا میطلبه ازش خالصانه بخوایید
  • zahra
    سه شنبه ۲۲ مهر ۹۹ , ۲۲:۵۳
    سلام عزیزم وااای خیلی فوقالعاده بود بغضم میخواد بترکه.....
    منم از بچگی عاشق امام رضام نمیدونم چرا وقتی حتی چیزی از امام ها نمیدونستم امام رضا رو خیلی دوستش داشتم و دارم انقد دلم میخاد خونه مون مشهد میبود که بتونم تند تند به دیدن آقا امام رضا جانم برم ولی حیف...
    نمیدونم چه رازی داره این قضیه من هروقت دارم به موضوعی فکر میکنم مطالب مرتبط با اون موضوع به پستم میخوره دقیقا مثل همین پست وحتی پست های قبلی هم جزیی از دغدغه های من بودن.امام رضا خیلی رئوفه خیلی ماهه من توحرمش آرامش عجیبیی دارم دلم نمیخواد جدا شم ازش هر حرفی هم بهشون گفتم و هر درددلی خیلی آروم شدم یه جمله توی متن بود که خیلی خوشم اومد ازش عزیزم اونجایی که گفته بودی:
    لطفا قلب منو امانت بگیر پیش خودت درمونش کن و بهم برگردون تا با چیزی غیر از خواسته خدا شاد نباشه...!!فوق العاده نوشته بودی عزیزم مخصوصا این جمله رو...بازم ممنونم ازت خیلی حس و حالم عالیه بعد خوندن پست امام رضا درست مثل حس و حال تو بعد از زیارت!
    • author avatar
      ملیحه
      ۲۳ مهر ۹۹، ۰۰:۴۳
      سلام زهرا جان ممنونم خودمم اشک ریختم سر این مطلب
      منم خیلی دوست داشتم مشهد باشم قلب و روحم تو حرم آروم میگیره ، قطعا بی حکمت و اتفاقی  نیست چیزایی که به پستت میخوره 
      این جمله رو با بغض و آه گفتم به امام رضا اصلا انگار خودش اینو انداخت رو زبونم نمیدونم :) 
      خداروشکر :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

❣به بهشت من خوش آمدی❣

هیچ بیرونی وجود نداره از قضاوت و سرزنش دیگران دست بردار و به درون خودت سفر کن❤

تویی که داری این‌ متن رو میخونی
نمیدونم کجای این جهان هستی
حالت چطوریه؟
روزت چطور میگذره؟
دلت غمگینه یا شاد؟
اما میخوام بهت بگم به فردا و طلوع خورشیدش امید داشته باش
همه سختیا میگذرن همه غم ها میرن
همه نشدن های الان تموم میشن
بهت قول میدم!
از وقتی خورشید طلوع کرد
و تو چشماتو باز کردی
فرصت داری برای بهتر شدن تا زمان حیات....
قدر لحظه هاتو بدون ❤️