زندگی شاد من

من اینجا از تجربیاتم درمورد رشد فردی میگم :)

پات میمونیم تا آخرش

اون صبحی که خبر شهادت ایشون اعلام شد یادم نمیره که با چه حال بدی از خواب بیدار شدم. گنگ شده بودم. انگار دنیا خراب شده بود و من موندم زیر آوار.از حال خودم متعجب بودم...


منی که تا دیروز فقط یک اسم از ایشون شنیده بودم و شناخت زیادی نداشتم.تنها چیزی که میدونستم این بود که داعش رو نابود کرده همین.

پس چرا انقدر از شهادت ایشون متاثر شده بودم؟چرا انقدر دلم شکست؟چرا حس کردم تکیه گاهمو از دست دادم؟

خیلی عجیبه که آدم کسیو نشناسه، و بعد از فوتش حس کنه که چقدر جاش خالی شده!! اصلا مگه امکان داره؟!

همش این سوالا رو از خودم میپرسیدم و به جوابی نمیرسیدم...

سیل اخبار و اطلاعات از تلویزیون و نت و اطرافیان به قدری زیاد بود که واقعا حس میکردم دیگه طاقت این غم رو ندارم.


تصمیم گرفتم برای خودم خلوت کنم و فکرکنم که چی شد من انقدر عزادار شدم. انگار دست خودم نبود و حسی از درون منو به پیش میبرد.خواستم بیشتر سردار رو بشناسم.

شروع کردم به مطالعه و پرسیدن از افراد باسواد و آگاه...متوجه شدم ایشون بسیار شجاع تر، باهوش تر، با تقوا تر، با تدبیر تر، مهربان تر، قوی تر و با اخلاص تر از چیزی بودند که من میدونستم. 

برای شهادت ایشون هم خوشحال بودم هم ناراحت. خوشحال برای اینکه لیاقت شهادت رو داشتند و حیف بود که بجز شهید از دنیا برن. و ناراحت برای اینکه چرا انقدر دیر همچین شخصیت والایی رو شناختم و زودتر ازشون الگو نگرفتم.

دو هفته از شهادت سردار سلیمانی گذشته بود و به اندازه کافی گریه هامو کرده بودم و اطرافیانم رو خوب شناخته بودم ومتوجه خیلی چیزا شده بودم.

بچه ها! همیشه حماقت دشمن به ضرر خودش تموم میشه. دشمن با این ترور احمقانه باعث شد حالا دیگه همه حاج قاسم رو بشناسن و کسایی که خنثی، بی بخار و بی طرف بودن، به سمت فعالیتهای انقلابی برن و تحول اساسی در سبک زندگیشون ایجاد کنند.

و کسانی هم که از درون منافق بودن، ذات خودشون رو آشکار کنند! 


چندتا موضوع به شدت واسم جا افتاد. تا الان انقدر اهمیت این موضوعات رو لمس نکرده بودم:

1. من تازه فهمیدم امنیت یعنی چی... تازه فهمیدم معنی این حدیث پیامبر ص رو که فرمودند: "دو نعمت هست که ازبس فراوانه، دیده نمیشه! یکی سلامتی یکی امنیت"اگر فرمانده حاج قاسم و دیگر یاران عزیزش نبودن، الان منم اینجا در امنیت نبودم تا بشینم پست بذارم.اگر هر لحظه قرار بود سرم از تنم جدا شه، دیگه آرامشی برای انجام کارام نداشتم.


2. موضوع دیگر ولایت بود. حاج قاسم خودسازی فوق العاده ای در طول زندگی داشت. اخلاص و تقواش نتیجه ی خودسازیش بود. وقتی دیدم انقدر قشنگ پای ولی فقیه خودش ایستاد و جان داد، تازه متوجه ارزش ولایت شدم.


3. موضوع دیگه غربال شدن مردم بود. البته خداروشکر که مردم ایران سربلند بیرون اومدن. ۲۵ میلیون نفر که در مراسم تشییع شرکت کردن چیزی نیست که نشه ازش تقدیر نکرد. چون ما در آخرالزمان هستیم و طبق روایات آزمون ها و غربال های زیادی درپیش داریم تا مومنین واقعی مشخص بشن.


خون سردار واقعا با برکت بود. روح بزرگی داشت. خداوند هزینه کرد برای ماها. برای آگاهی و بیداری ما.باعث شد خیلی از ماها تلنگر بخوریم.

حالا ما نوجوونها و جوونها موندیم و راهی که در پیش داریم و مسئولیتهایی که به دوشمون هست. ما همه باید حاج قاسم باشیم. اما چطوری؟!

جوابش ساده است اما عمل کردن بهش و پاش موندن سخته یه سختی شیرین، یه سختی مقدس، یه رنج باارزش ...

در هر جایگاه، هر شغل، هر شهر، هر خانواده، هر جنسیت و هر لحظه ای که هستیم باید اخلاص و تقوا رو در خودمون تقویت کنیم باید باور کنیم که دشمن چشم دیدن موفقیت و پیشرفت جامعه اسلامی رو نداره.نه فقط ایران، بلکه اون از هر مسلمان و مومنی میترسه و میخواد نابودشون کنه.


باید هوشیار باشیم. در دام شبهات و جنگ رسانه ای نیفتیم. باید اونقدر بصیرت، آگاهی و علم داشته باشیم تا روشنگری کنیم. و بخش عمده ی این بصیرت، از رعایت حدود الهی میاد. کسی که با گناه قلب خودشو سیاه کرده براش مشکله که بد و خوب رو تشخیص بده.

 باید قوی باشیم و امیدوار. درسته که قلب ادم از این همه ناحقی و ظلمی که در سراسر جهان هست درد میگیره. اما نباید امیدمون رو از دست بدیم. یه روزی مردی ظهور میکنه و هممون معنای واقعی عدالت رو میچشیم.


ای سردار آزاده! تو اشداء علی الکفار و رحما بینهم رو قشنگ نشون دادی.
وقتی دشمن از فکرکردن به تو و شنیدن اسمت میلرزید
و نوزادی در آغوشت در آرامش کامل بود!چه تضاد زیبایی! هرچقدر که در میدان دشمن قوی بودی، در میدان دوستان لطیف بودی!

ای سردار آزاده! لرزش شونه هات از گریه و سجده ی زیبات تو حرم رو خیلی دوست دارم...  تو همیشه گریه هات برای خدا بود... اینو وقتی فهمیدم که شب آخر نوشتی خداوندا مرا پاکیزه بپذیر...خداوندا عاشق دیدارتم.


دیر فهمیدم...دیر شناختم... اما قول میدم پات بمونم فرمانده! راهتو ادامه میدم. واس هممون دعا کن. تو زنده ای. شهدا زنده هستند و نزد پرودگار روزی دارند.

رهبر عزیزمون ۱۴ سال پیش درباره ی تو فرمود: حاج قاسم از آنهاییست که شفاعت میکند ان شاالله.


آسوده بخواب فرمانده! ما هستیم. محکم تر از قبل. امیدوار تر از همیشه.

بچه ها یه سوال! به نظرتون هرکدوم از ماها چطور میتونیم حاج قاسم باشیم؟ چیکارکنیم که دشمن از ما بترسه؟ منتظر نظرات عالیتون هستم.


قربان شما... آبجی سمانه 



ملیحه هستم
۰۵ بهمن ۲۱:۳۴
حرفای دل منو نوشتی سمانه خیلی عالی بود
بنظرم ما وقتی میتونیم حاج قاسم باشیم که مسیرش رو ادامه بدیم و مثل خودش عملگرا باشیم و خلوت های خودمون رو خالص و پاک کنیم حتی از کوچک ترین چیزا اونجاست که خدا محبت ما رو تو دل همه می ندازه :)
مثل سردار که حتی شهادتش باعث هدایت خیلی ها شد ...

پاسخ :

ممنونم آبجی. درسته باهات موافقم. واقعا به نکته خوبی اشاره کردی. ان شاالله ما هم بتونیم خلوص و تقوا رو به شکل جدی رعایت کنیم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

سلام من ملیحه هستم.
امیدوارم سالم و سرحال باشید :)
اینجا باهم تجربیات و اطلاعاتمون رو درمورد رشد فردی در هر زمینه ای به اشتراک میزاریم...
و من سعی میکنم تو مسیر خودسازیم موارد آموزنده ای رو برای شما بنویسم تا بتونید استفاده کنید و البته از نظرات و تجربیات شما هم استفاده میکنم و یاد میگیرم ...
آدم تا وقتی میتونه خوب حرف بزنه و امید بده چرا دائم باید دل بشکنه و ناامید کنه؟واقعا چرا؟
حرفا و کلمات بار دارن و واقعا ممکنه روز یه نفرو خراب کنه یا به خوبی بسازه
اینو میدونید؟
من تمام تلاشمو میکنم اینجا که امید بدم و تجربمو بگم البته نمیخوام بگم که قراره با خوندن مطالب معجزه بشه در شما اما میگم که میشه رشد کرد میشه عوض شد میشه بهتر از قبل بود :)
تمام نوشته های من اینجا تجربه های منه یعنی دانش و اطلاعاتیه که من بهش عمل کردم و حالا به شما میگم :)
چیزهای من درآوردی و یا دلنوشته یا خاطره نیست بیشتر جنبه آموزشی داره که من با تحقیق و تجربه بهش رسیدم و به صورت عامیانه و خودمونی به شما میگم :)
سمانه جان و هر فرد دیگه هم که به صورت مهمان نویسنده سایت باشن همینطور هستن
ممنونم که تا انتها خوندی :)
: