زندگی شاد من

من اینجا از تجربیاتم درمورد رشد فردی میگم :)

پرسش از شما

سلام دوستان عزیزم خوبین؟

امشب داشتم پیاما رو چک میکردم که یهو به یه نظری رسیدم که قابل تامل هست روش فکر کردم و به یه نتایجی رسیدم و خواستم جوابشونو بدم... اما منصرف شدم و یه فکری خطور کرد...

 تصمیم گرفتم این پیام و تو سایت بذارم و از شما هم نظر بخوام لطفا روش فکر کنید و جواب این شخص رو بدید

فکر کنید این فرد تو واقعیت رو به روی شماست و به عنوان برادرته این شرایطش رو داره میگه چی بهش میگی اگه بخوای بهش کمک‌کنی؟

بنظرتون مشکل ایشون چیه و راه حلش چیه؟شاید نظرتون به دردش بخوره حتما کامنت کنید خودمم در موردش بعد از اینکه نظراتتونو خوندم  میگم نظرمو :)

اینم از متن پیام:





البته اگه عکس باز نشد براتون متن رو تو اولین کامنت قرار میدم :)

شما همیشه بهترین جوابارو دارین منتظرم ...

پست جدید رو هم به زودی مینویسم فعلا

ملیحه
۱۴ آبان ۱۰:۱۴
نظرات این پست خیلی عالی بود ممنونم اگه جوابهای بیشتری دارین بنویسید
dimo
۱۱ آبان ۱۰:۵۱
سلام .
چگونه میتونیم توی کانال عضو بشیم؟

پاسخ :

روی لینک کانال تلگرام که پست بعدی قرار دادم کلیک کنید.
رها
۰۷ آبان ۲۲:۲۵
سلام دوست خوبم.عزیزم من ایمیل ندارم.والله بلد هم نیستم بسازم😧☺اما از همین طریق تا وقتی هستی.پیگیر هستم و مطالب میخونم.موفق باشی

پاسخ :

اوکی اشکال نداره میخواستم بیشتر باهم درارتباط باشیم.
رها
۰۷ آبان ۰۰:۱۳
سلام ملیجه جونم.خوشحالم که دوباره متن جدید گذاشتی.اما خوب ناراحت هم هستم.چون من تلگرام ندارم و نمیتونم ادامه داستانت بخونم.امیدوارم از هر راه و طریقی که ادامه میدی.همیشه موفق باشی.راستی من هفت ماهه شدم☺مرسی که همیشه بودی.که باعث شدی احساس تنهایی نکنم.که نجات پیداکنم.دوستدارم.

پاسخ :

سلام عزیزم لطفا ایمیلتو بذار.
کلا سایت و کنار نمی ذارم پست می ذارم اما کانال هم هست.
ملیحه
۰۳ مهر ۲۳:۵۶
هر چند وقت یه بار مطالب جدید و قدیمی سایت برای بچه هایی ک ایمیلشونو ثبت کردن قبلا به صورت خودکار ارسال میشه ایشون هم به اون مطالب این پاسخ و دادن
خانم دانشجو
۰۳ مهر ۲۳:۱۲
سلام به نظرم مشکل "اصلی" ایشون فشار جنسی نیس، یک جور بحران معنا یا افسردگی هست. تو زندگی هر کس از این "افسردگی" ها ممکنه پیش بیاد حالا دلیلش هرچند از دید بقیه غیرمنطقی باشه. من روانشناس نیستم اما قبلا برای چند ماه افسردگی شدید گرفتم و علائم ایشون رو داشتم و حرفای این مدلی و حتی بدتر و جدی تر میزدم. خیلیا اگه بهشون کمک نشه واقعا خودکشی میکنن و شوخی بردار هم نیست، باید مواظب بود.
توصیه اول من به ایشون اینه که به خودش فرصت بده، هنوز باید کمی آروم بشه و بعد دنبال راه چاره بره. گریه کنه، داد بزنه، فحش بده، خودشو خالی کنه. چون کاملا طبیعیه.
اینجا نمیخوام بگم به خدا توکل کنه، نه، چون میدونم در شرایطی هست که میگه خدا مهربون نیست، خدا فراموشم کرده، خود خدا اصلا اینجور خواسته! واسه منم پیش اومده، اما نه سر شکست عشقی، سر قضیه ای که واقعااااا برام حیاتی و مهم بود. (نمیگم شکست عشقی پیش پا افتادست، فقط منظورم اینه واسه هر کس یه چیزی تو زندگی مهمه.) با تمام وجود من زندگیمو تموم شده میدیدم... البته با اینکه تصورشو نمیکردم بعد از دو سال تونستم مشکل رو حل کنم و خداروشکر الان حالم خوبه😊
در قدم دوم "بپذیره". بپذیره که زندگی ادامه داره و امید هنوز هست هرچند اثری ازش دیده نمیشه.
در مرحله سوم به این نتیجه میرسه که خودشو "نجات" بده.
من تو این مرحله رفتم پیش روانشناس اما جواب نگرفتم. چون میدونستم مشکلم چیه، نقطه ضعفم چیه اما روانشناس میزد تو جاده خاکی. قصد جسارت و قضاوت ندارم صرفا برای کمک میگم، مثلا از متن تا حدودی متوجه شدم نقطه ضعف ایشون اندکی غرور، خودخواهی و خلا عاطفی هست.
اگه ایشون این ضعف هارو برطرف نکنه باز ممکنه بعد از چند سال به گونه ای دیگه و در شرایط متفاوت از همین ضعف هاش ضربه بخوره و زندگی براش تیره و تار شه.
مثلا برای خلا عاطفی راهکار این نیست که با یک دختر رابطه عشقی برقرار کنه،
راهکارش حل مشکلات ریشه ای و اساسی دوران کودکیه یا افزایش اعتماد به نفس و...
اگه اول خلا هامون رو پر کنیم و بعد عاشق شیم اون عشق، ارزشش خیلی بیشتره و به جای درد و رنج برامون آرامش به همراه داره 😉
اگه خلا نداشته باشیم با رفتن طرف شاید خیلی به هم بریزیم اما بازم اهداف خودمونو برای زندگی داریم و آرزوی مرگ نمی کنیم.
یادتون نره تا وقتی حتی یک درصد امید به بازگشت فرد مورد نظر دارید هییییچ وقت نمیتونید از فکرش در بیاید. تجربه من و اطرافیانم میگه منتظر نمونید. یهو دیدید شد چهل و پنج سالتون و هنوز تنها موندید و فایده ای هم نداشته. بعد میاید زمین و زمان رو لعنت میکنید که این چه زندگی ای بود!! در حالی که میتونستید فراموشش کنید و دوباره عاشق شید. اینکه میگن عشق یکبار بیشتر نیست تلقینه و بر اساس روانشناسی عشق ممکنه ما انسان ها چند بار در طول زندگیمون از ته دل عاشق شیم. به شرطی که اول نفر قبلی رو کاملا فراموش کنیم و کمی به خودمون فرصت بدیم و مدتی تنها باشیم و در نهایت رابطه بعدی برامون پیش میاد.
(راستی منظور از فراموشی فراموش کردن اسم و چهره طرف نیست، منظور اینه وقتی یادش میوفتیم همون حسی رو نسبت بهش داشته باشیم که به همکلاسی دوران مدرسمون داشتیم!)

پاسخ :

چقدر لذت بردم از خوندن نظرت خیلی ممنونم که وقت گذاشتی و با دقت جواب دادی :)
کاملا موافقم با صحبت هات...
اون جمله آخر تو پرانتز واقعا جالب بود برام مرسی :)

رها
۰۳ مهر ۲۲:۰۹
سلام.خدابزرگ.مهربون درست.اما ماحق نداریم براش شرط تعیین کنیم.یا اگه تو مسیر پاکیمون یکی اومد و بعد گذاشت رفت.بندازیم گردن خدا.چرا نمیندازی گردن شیطان.که تا دیده داری پاک میشی.یکی از نوچه هاش گذاشته تو راهت.تا دوباره بشی همون ادم ثابق.هرکدوم از ما یه نقطه ضعف داریم.که شیطان همه سعیش میکنه تا از همون راه بهمون ضربه بزنه.تا نتونیم به خدا برسیم.یا حداقل پاک بشیم.بجای دل بستن به بنده خدا و تکیه کردن به بودن یه انسان برای رهایی از گناه.به خدا تکیه کن داداش من.اول از اون کمک بخواه.من خودم فرشته نیستم.اما خداروشکر میکنم که با تکیه به مهربونی خودش خلاص شدم.

پاسخ :

سلام ممنونم که جواب دادی رها جان :)
درسته هرکس یه نقطه ضعفی داره باید خودشو بشناسه و به خودش بیاد
 ناامیدی از شیطانه ...
dimo
۰۳ مهر ۱۹:۱۸
اره منم همچین حسی رو داشتم هنگام خوندنش
ببخشید این پیامو کجا فرستادن براتون؟؟

پاسخ :

ایمیل سایت
ملیحه
۰۳ مهر ۱۷:۵۸
سلام بچه ها منتظر پاسخ هاتونم پاسخ بدین تا زودتر بتونم پست بعدی که قسمت سوم داستانم هست رو پست میکنم براتون :)
dimo
۰۳ مهر ۰۰:۱۶
به نظرم هدف و چرایشون برای ترک گناه ضعیف بوده و همینطور با خداوند داره معامله میکنه در ازای گناه نکردن و پاک بودنش

پاسخ :

سلام ممنونم جواب دادین
 وقتی پیامش و خوندم حس کردم داره سر خدا منت می ذاره بخاطر کارای خوبش انگار خدا نیازمنده 
ملیحه هستم
۰۲ مهر ۲۰:۱۰
متن پیام رو براتون کامنت میکنم بهش کمک کنید بچه ها ممنونم

متن:

سلام.
حرفات جالبه ولی برای کسی ک اول کاره و درگیر شدید نشده با این کارا و از لحاظ روحی آسیب ندیده باشه. ب شخصه آدم مذهبی بودم و ازین دسته مطالب سخنرانی ها زیاد گوش میدادم, درگیر خودارضایی بودم ولی سعی ب بهبودش داشتم تا اینک ی خانمی اومد تو زندگیم و من بخاطر همون این گناهو ترک کردم. ولی همون خدا جواب دعاهای منو نداد و هی ازم دورش کرد. میدونم حالا فکر میکنی عشق نیسو هوسه ها ازین حرفا, ولی من خوب میشناسم خودمو. خلاصه شکست بزرگی خوردمو از خداهم دور شدم. حالمم ازین روش سالیتیود بهم خورد, شاید تو بتونی از مجردیت لذت ببری ولی من دیگ حتی انگیزه و امید برا ادامه زندگی ندارم. میگم برا کسایی ک هنوز درگیر مسائل عاطفی نشدن شاید جواب بده .
دیگم با اون خدا کاری ندارم, جواب نذرو نیازو زیارتما خوب داد. لطفا ازین حرفام نزن ک شاید ب صلاحت بوده ها اینا, خودم استاده این حرفام. یه بچه شیعشو از دست داد, منم میرم جهنم طوری نیست ولی ازش شکایت میکنم اونور. من این صلاحو نمیخاستم حالام خودمو رها کردم, برام هیچی مهم نیست. حتی ب خودکشی هم فکر کردم ولی دلم برا خونواده و اون مامان بیچارم میسوزه. نمیتونم تنهایی دیگ ادامه بدم ,کم اوردم, فشار درس, فکر آینده, فشار جنسی,خونواده, عذاب وژدان حس تنهایی نابودم کرده. شدم کسی ک التماس محبت میکنه. مثله ی بدبخت, این بدبخت نباشه بهتره ک بخاد گدایی کنه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
: