زندگی شاد من

اینجا هستیم برای اگاهی و رشد فردی :)

کمال گرایی | قسمت3

سلام دوستان 
امروز میخوام قسمت سوم داستانم که مربوط میشه به کمالگرایی بنویسم اگه آدم کمالگرایی نباشید شاید خیلی تعجب کنید از کارای گذشته من و خندتون بگیره:) و اگه کمالگرایی شاید بتونی یه کم از من الهام بگیری و احساس تنهایی نکنی و دلگرم بشی :)

الان که اینا رو می نویسم خیلی از اون روزا میگذره و بعضی وقتا ک یادم میاد خندم میگیره یا میگم یا خدا من چ جور آدمی بودم اخه
چیزایی که امروز میگم مربوط میشه به سال ۸۸ تا ۹۳ یعنی دوران راهنمایی و دبیرستان من که به شدت درگیر درس بودم و درس شده بود خدای من انگار دیگه هیچ چیز مهمی تو دنیا وجود نداره...
کسی اگه بهم‌میگفت بیا استراحت کن بیا مهمونی بیا بازی از سرم دود بلند میشد :)

میگفتم: من!!!!!!!! من بیام بازی کنم؟؟؟؟؟؟ من استراحت کنم؟! اصلا امکان نداره مگه دیونم من هدف دارم آدم بی برنامه ای ام مگه بیام استراحت کنم آخه....و کلا قاطی میکردم نسبت به اینجور چیزا

حتی اگه یه وقتایی جسمم طاقت نداشت و استراحت میکردم حس عذاب وجدان داشتم واقعا خیلی عذاب آور بود برام یه حالتی میشدم که از استراحت ام هم انرژی نمیگرفتم و بعد خوابم کسل بودم ساعت ۴ صبح از خواب بیدار میشدم‌تا درس بخونم و مثلا اگه یه روز خوابم میبرد و ساعت ۸ بیدار میشدم می گفتم وااااااااااای چراااا ؟؟؟؟؟؟؟؟آخه من بیداااار نشدم؟؟؟ عقب افتادم چقدر آخه تنبلم چرااااا؟؟؟؟

وبه شدت خودمو سرزنش میکردم و می گفتم دیگه فایده نداره و همین عزت نفسمم داغون میکرد به هیچ تفریحی اعتقاد نداشتم و تفریح و استراحت و یا مهمونی رو وقت تلف کردن می دیدم خیلی به خودم سخت گرفتم خیلی
اما جالبه بدونید که نتیجه ی خوبی هم نمیگرفتم هیچ وقت و بیشتر غرق میشدم فکر میکردم که باید بیشتر تلاش کنم و وقت بذارم
اینکارو میکردم ولی نتیجمم از همه بدتر بود :) و این بیشتر حرصم میداد :)

هرچی با این تفکر جلو تر میرفتم عصبی تر و غمگین تر میشدم و احساس بی ارزشی تو دلم ایجاد میشد تفریح رو در حد حروم بد می دیدم و می گفتم آدم باید تمرکز کنه روی اهدافش اما بعدا کم کم فهمیدم دارم اشتباه میکنم و فهمیدم زندگی موفق اون زندگی هست که تعادل داشته باشه در تمام ابعادش تفریح هم در جایگاه خودش خیلی عالیه و باعث میشه که انرژی تموم شده شما راحت تر بازیابی بشه و برگرده
و هیچ چیز مثل اون لذت حلالی نیست که میتونی از تفریحات سالم تو زندگیت داشته باشی و کیف دنیا رو ببری و بعد انرژی ذخیره کنی برای خودسازی و با قدرت بیشتری مسیر رو طی کنی

مهمونی هم خوبه صله رحم میشه و عمر رو طولانی میکنه و روح ادم رو شادمیکنه و گاهی بازی کردن خشم و استرس های پنهان رو خنثی میکنه و باعث میشه که منطقی تر تو چالش های زندگیت عمل کنی و کمتر عصبی بشی

من یه موقعی تفکرات صفر و صدی زیادی داشتم و ادمای کمتر از خودمو از نظر مذهبی هیچی حساب نمیکردم
محلشون نمی دادم ولی این اشتباهه بچه ها این خودخواهی و کمال گرایی هست بنظرم شاید بگی آدم از همنشینش رنگ میگیره نمیشه که...البته منم نمی گم همش با ادمای ضعیف تر بپری و باهاشون زیاد قاطی بشی ولی خب طردشونم نکن مثلا ۹۹درصد با ادمای قوی باش ولی فقط ۱ درصد هم با ضعیف ترا باش ک رابطت قطع نشه تا اونا هم از اخلاقای خوبت یاد بگیرن ولی خیلی باید مراقب باشیم تا دیگران با دیدن ما از دین متنفر نشن  و حتی علاقه مند هم بشن این مسئولیت مهمی هست 
حتما که همیشه نباید با بالاتر از خودت باشی تا رشد کنی گاهی هم باید با پایین تر از خودت باشی تا اونا هم ازتو یاد بگیرن مثل حرف سردار سلیمانی که گفت رابطه حزب اللهی با افراد ضعیف و کم حجاب جامعه نباید قطع بشه...


تفکرات صفر و صدی خیلی اذیتم کردن تو اون دوران مثلا می گفتم اگه تو از ۴ بیدار شدی میتونی موفق بشی تو هدفت اما اگه نشدی کلا بیخیالش شو...چون میخواستم کارها رو تمام و کمال انجام بدم خیلی وقتا نصفه و نیمه رها میشد :)

چون سخت گرفتن تو کارها باعث دلزدگی میشه  اینو یاد گرفتم که همیشه باید آهسته وپیوسته پیش رفت
و یه برنامه ای رو چید که بشه تا ۵۰سال ادامه داد نه فقط یه هفته انجام‌بدی و خسته بشی مطمئن باشید سنگ بزرگ علامت نزدنه
قدمهای کوچیک اما پیوسته خیلی بهتر از قدم‌های بزرگ اما پراکنده هست :)

حتی سال۹۳ که خواستم خودسازی کنم درگیر این کمالگرایی بودم و تو خودسازیمم میخواستم بهترین باشم می گفتم یا تو باید بیشترین اطلاعات وبهترین عملکرد و  داشته باشی یا اینکه اصلا خودسازی نکنی بهتره....

اون سال کنکور داشتم و یادمه که اصلا نخوندم و فقط سرگرم سخنرانی بودم و رگ باری سخنرانی گوش میکردم و تعادلی نداشتم تو کارهام و بخاطر کمال طلب بودنم انقدر ک دنبال اطلاعات کامل و جامع بودم فرصت نمی کردم بهشون عمل کنم
واقعا از یه جایی به بعد دیگه نتونستم و از همه چی بریدم ولی فهمیدم که باید تعادل داشت هم تفریح هم کار هم خودسازی هم تحصیل هم معاشرت با دیگران  هم معنویت و عبادت و....همه سر جای خودش باید باشه

اگه خیلی شدید تو یکی از ا ابعاد زندگیت غرق بشی و افراط کنی و تعادل نداشته باشی آرامش دیگه نداری و یه جای کارت میلنگه و عملکرد خوبی نمتونی داشته باشی :) 
همیشه به خودتون فرصت استراحت کردن بدید و این اصلا بد نیست اگه بخوای بدون هیچ وقفه و استراحتی مسیر اهدافتو طی کنی موفق نمیشی ونتیجه ی عکس میگیری چون بازدهی رو پایین میاره این تجربه منه...

و زمانی میتونی از کمالگرایی دوربشی که بتونی عواقب اونو بدونی وحالت بد بشه من خودم دیگه خسته شده بودم از کارام و خواستم یه کم متفاوت عمل کنم و در نهایت الان خیلی ارامش دارم...
 باید بشینی یه مدت با خودت صحبت کنی تا کم کم قانع بشی...همین

برنامه های جدیدی دارم بچه ها نمیدونم تو این مدت از نوشته هام معلوم بود یا نه اما یه تردیدی داشتم و دو دل بودم که سایت و نگه دارم یانه
که بالاخره نقطه گذاشتم سر تموم تردید ها و تمومش کردم و تصمیم گرفتم پر قدرت تو همین جا بمونم خیلی تاحالا پیش اومده که سایتو بفروشم پاک کنم یا کلا ولش کنم اما هیچ وقت نتونستم دل بکنم ازش الانم ایده هایی دارم و میخوام به زودی نویسنده دیگه ای رو اضافه کنم به سایت تا چند روز آینده نویسنده بعدی معرفی میشه و اگه بتونم یه نفر دیگه هم پیدا کنم خیلی خوب میشه :)
ان شالله اتفاقای خوبی در راهه...پیشنهادی داشتید لطفا بهم بگید و خوشحالم کنید.

بنظر شما راه حل کمالگرایی چیه؟شما تاحالا تجربه کردید؟
منتظر نظراتتون هستم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم


اینجا باهم تجربیات و اطلاعاتمون رو درمورد رشد فردی در هر زمینه ای به اشتراک میزاریم...
و من سعی میکنم تو مسیر خودسازیم موارد آموزنده ای رو برای شما بنویسم تا بتونید استفاده کنید و البته از نظرات و تجربیات شما هم استفاده میکنم و یاد میگیرم ...
آدم تا وقتی میتونه خوب حرف بزنه و امید بده چرا دائم باید دل بشکنه و ناامید کنه؟واقعا چرا؟
حرفا و کلمات بار دارن و واقعا ممکنه دنیای یه نفرو خراب کنه یا به خوبی بسازه
اینو میدونید؟
من تمام تلاشمو میکنم اینجا که امید بدم و تجربمو بگم البته نمیخوام بگم که قراره با خوندن مطالب معجزه بشه در شما اما میگم که میشه رشد کرد میشه عوض شد میشه بهتر از قبل بود :)
تمام نوشته های من اینجا تجربه های منه یعنی دانش و اطلاعاتیه که من بهش عمل کردم و حالا به شما میگم :)
چیزهای من درآوردی نیست بیشتر جنبه آموزشی داره که من با تحقیق و تجربه بهش رسیدم و به صورت عامیانه و خودمونی به شما میگم :)
هر فردی که به صورت مهمان نویسنده سایت باشن همینطور هستن
ممنونم که تا انتها خوندی :)
مدیر سایت
: