موج پاکی

اگر هیچ کس نیست خدا که هست...

کنترل نگاه

به نام خدا

سلام دوستان عزیزم...خوبین؟؟

امروز داشتم دفتر افکارم رو ورق میزدم که رسیدم به یه صفحه ای که خیلی کیف کردم...بنظرم این یکی از موفقیت های شیرین و به یاد موندنی من شد که واقعا نمیشه ازش حرف نزد...وقتی یادش انقدر حس و حال من رو خوب میکنه حتما برای شما هم میتونه اثر گذار باشه...

موضوعی که مورد نظرمه درمورد کنترل نگاه هست که بنظر من شامل کنترل چشم و کنترل دیدگاه میشه...حالا شاید سوال پیش بیاد که یعنی چی...لطفا تا اخر همراه من باشید تا بگم براتون...

تا حرف از کنترل چشم میشه ذهن همه به این سمت میره که اقایون باید رعایت کنن...چون بصری هستن و خانم ها زیاد توجهی ندارن به این موضوع که البته کار سختی هم نیست برای یک خانم که نگاهش رو کنترل کنه...ولی اقایون شایدسخت باشه که نخوان دیدن دخترهای زیبا رو تو خیابون از دست بدن...


ولی من از اون دست دخترایی بودم که دوست داشتم همه رو نگاه کنم بیرون...و خیلی کار خوشایندی بود بنظرم...البته این موضوع مربوط میشه به مدت ها قبل...شاید حدود چندسال پیش...

یادمه اون زمان اوایل تیپ های فشن بود و تازه این جور مدل مو ها و لباسا رایج شده بود تو شهر و البته برای منم خیلی جذاب بود...دوست داشتم ببینم کی چی پوشیده و چ مدلی جدید اومده...


بچه ها اگه دقت کرده باشید ماها خیلی نگاه میکنیم تو خیابون...هر کی رو میبینی نگاهش هی اینور اونور میچرخه...واقعا این خوب نیست...خیلی از کشورا اینطوری نیستن...

منم یه زمانی خیلی از دیدن ادم ها و تیپشون خوشم میومد..مخصوصا وقتی که پسری رنگ جیغ میپوشید یا مدل موی انچنانی داشت خیلی نگاهم جذبش میشد...بعضی از دخترا شاید حرف منو تایید کنن مخصوصا  تو دوران بلوغ...درسته لذت داشت ولی بعد یه مدت انرزی منفی این کار رو تو زندگیم حس میکردم....

حتی یه خواب ترسناک هم دیدم در این مورد...

از اون به بعد بود که تصمیم جدی داشتم که نگاهم رو بیرون کنترل کنم...یه جورایی خدا تو خواب با زبون بی زبونی بهم گفت چشمتو کنترل کن!!!

شاید اوایل کار ساده ای نبود ولی به تدریج راحت تر میشد...تا جایی که به راحتی میتونستم در مقابل نامحرم سرم رو بگردونم و بندازم پایین...و الان به جایی رسیدم که تو خیابون حتی به هم جنس خودمم نگاه نمیکنم چه برسه ب نامحرم!!

من اعتقاد دارم که نگاه خیلی حساس و مهمه نباید به هرچیزی و یا هر کسی بیفته...با نگاه کردن حتی انرزی های ادما به هم منتقل میشه...مخصوصا نگاه کردن به چشم دیگران...

هیچ وقت تو چشم کسی زل نزنید و زیاد نگاه نکنید...چون معلوم نیست که اون طرف کیه .. چجور ادمیه وچه گذشته ای داره...ما نمیدونیم که از صبح تا حالا چه اتفاقات منفی یا مثبتی پیش اومده براش...و ....ممکنه یه نگاه حس و حال مارو بهم بریزه...

و جدا از اینانگاه مقدمه گناه های دیگه هم ممکنه باشه مخصوصا در پسرا...

 

میخوام یه سری نکات از تجربه خودم بهتون بگم تا کنترل چشم تو خیابون براتون راحت باشه و زودتر به نتیجه برسید...اول از همه اینکه سعی کن بی دلیل نری بیرون همیشه یه هدفی و مقصدی از خیابون رفتنت داشته باش...و درطول مسیر فقط و فقط به مقصدت فکر کن نذار زرق و برق ادما و مغازه ها تو رو بگیره!!!


دومین راه که من خودم خیلی قبولش دارم اینه که حوزه دید رو از یکی دو متر جلوتر به 30...40 متر جلو تر تغییر بدید...اینطوری هم ماهیچه های چشم استراحت میکنه و اذیت نمیشه و هم ما راحت تر میتونیم به هدفمون یعنی کنترل چشم برسیم...وهم اینکه حافظه بصری ما الکی پر نمیشه...

من یه جورایی زاویه نگاهم  تو افق محو میشه و دیگه ادما ی اطراف رو دقیق نگاه نمیکنم...فقط میفهمم که یه دختر و یا یه پسر از کنارم رد شد همین...حتی شاید اگه اشنا باشه نشناسم طرف رو...

که اصلا چیز مهمی نیست...

و تو اتوبوس هم تاجایی که بشه کنار پنجره میشینم که نگاهم بیرون باشه و کسی رو نبینم...

یه توصیه ای هم دارم برای موقعی که با دیگران صحبت میکنید...معمولا میگن تو چشم طرف مقابل نگاه کنید تا تاثیر گذار باشه حرفتون ولی من میگم به حدود بینی طرف نگاه کنید تا ارتباط چشمی هم در گفت و گو حفظ بشه....و هم اینکه زل نزده باشیم تو چشمش....


اگه یادت باشه اول بحث ..حرف از کنترل دیدگاه زدم...و گفتم که جزیی از کنترل چشم هست...

خیلی مهمه که ما دیدمون به ادما مخصوصا جنس مخالف دید درستی باشه...نه دید جنسیتی!! مثلا من خودم  خیلی رو این کار کردم  که همه رو به یک چشم ببینم و الان دختر و پسر واسم یکی شده و بیشتر ادم ها رو به چشم مخلوقات خدا نگاه میکنم...به چشم کسایی که روح الهی در اونها دمیده شده و اشرف مخلوقات هستن...

وقتی با همچین نگرشی بیرون بری ارامش داری و جاذبه های جنسی ادما (منظورم ظاهر و تیپ هرکسیه) برات چندان نمود پیدا نمیکنه...چون به همه به چشم انسان نگاه میکنی نه یه پسر یا دختر...و اون جنبه جنسیت برات کنار میره....و خیلی راحت و شیک میتونی نگاهت رو کنترل کنی :)


چند روز پیش تو پیاده رو قدم میزدم و مردم هم از کنارم میگذشتن...حس میکردم که چقدر مردم خوب و نازنینی داریم...درسته ادم ها عیب وایراداتی دارن...و هیچ کس کامل نیست...

ولی از ته قلبم همههههههههه رو دوست داشتم پیر و جوون...دختر و پسر...و تو قلبم تحسینشون میکردم به عنوان یه تیکه ازخلق و روح خدا !!

اگر دختری و یا پسری بد حجابه قطعا از روی جهله...خیلی کم پیش میاد کسی از روی اگاهی با خدا بجنگه...قطعا اگه میدونست هیچ وقت اینطوری نمیگشت...فقط برای همه دعا میکنم و بهشون عشق می ورزم تو قلبم:)


بچه ها سعی کنید همه رو دوست داشته باشید...و جنسیت ادم ها رو دلیت کنید...این دوست داشتن هیچ قصد و منظوری توش نیست...مثلا اگه دختر باشی این معنی رو نمیده که به طرف بگی بیا منو بگیر و یا اگر پسری این معنی رو نمیده که بخوای بگی من تو رو میخوامت.....اصلا تو این فضاها نیست...و اصلااااااااااا   لازم نیست این محبت به زبون اورده بشه فقط تو قلب خودتون ادم ها رو دوست داشته باشید به عنوان مخلوق خدا...

اینطوری با پذیرش دیگران هم برخورد شما با بقیه خوب میشه  وهم برخورد دیگران باشما و راحت تر چشمتونو کنترل میکنید:)

همین

امیدوارم موفق باشید در مسیر خودسازیتون :)

یا علی




مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
دختر شمالی
۲۰ ارديبهشت ۱۶:۲۰
با همه ی حرفات کاملا موافقم عزیزم. خیلی خوب گفتی. با کمی تمرین میشه واقعا کسی رو ندید. مخصوصا نامحرم رو. انگار یه جور بازی با چشم هست. دیگه زور نمیزنی که نبینی. بعد یه مدت اتوماتیک نمیبینی:)

پاسخ ابجی ملیحه :

ممنونم دختر شمالی گل:)))
اره دقیقا همینطوره :)
parinaz
۱۸ ارديبهشت ۱۹:۲۸
سلام عزیزم پستت عالی بود.میخوام کارایی که گفتی روتمرین کنم.منم دوره کنترل چشمم بیست اردیبهشت تموم میشه خیلی خوشحالم خداروشکر.خداپشت وپناهت

پاسخ ابجی ملیحه :

سلام ابجی گلم آفرین تبریک:)
کارت قابل تحسینه :)
موفق باشی
حوا
۱۸ ارديبهشت ۱۸:۳۴
(:
چقدر تو خوبی :)
امیدوارم روز به روز بهتر و بهتر بشی و نزدیک تر به خدا :)
منو هم دعا کن بینِ دعاهات

پاسخ ابجی ملیحه :

ممنونم عزیزم تو خوب تری :)
به یادت هستم...
توهم برای من دعا کن 
قهرمان ؟ به جمع جنگجویان مسیر پاکی بپیوند
ایمیل ارتباطی با من : tarbiyatenafs@mail.com