موج پاکی

اگر هیچ کس نیست خدا که هست...

خدای حکیم :)

به نام خدا

سلام به دوستان خوبم ان شالله که سلامت و بانشاط باشید

این روزای محرم روزای عزیزی هست مخصوصا امروز که روز حضرت علی اکبر علیه السلام بود هرکسی میاد تو مجلس عزای امام حسین یه حاجتی داره و دوست داره که بهش برسه....منم همینطور دیشب یه نامه نوشتم به خدا و همه ی چیزایی که تو دلم بود براش نوشتم و تو روضه هم به حضرت علی اکبر سپردم بالاخره اون جوونه و خوب میتونه ماها رو درک کنه...خیلی وقت بود میخواستم این موضوع رو بگم بهتون ولی هربار یه بغض و ترسی تو دلم ایجاد میشد و پر میشدم از شک و تردید ولی یه مدتیه دارم روی خودم کار میکنم و به ارامش و ثباتی رسیدم که دوست دارم ازش با شما حرف بزنم چون فکر میکنم میتونه براتون مفید باشه...

 
راستش یه مدت زیادیه که یه حاجتی دارم تقریبا 2-3 ساله تو سرم افتاده و اصلا نمیتونم فراموش کنم...شاید اگه کس دیگه بود تاحالا ناامید شده بود ولی من خیلی امید وارم به لطف و رحمت خدا...
و یه صدایی تو دلم هست که میگه اگر خدا نمیخواست برات اصلا به دلت نمینداخت!!
اون اوایل خیلی استرس داشتم و شیطونم همیشه تو دلم رو خالی میکرد و ذهنم پر از افکارمنفی میشد...درمورد این موضوع فقط و فقط با خدا حرف زدم چون هیچ کسی نیست که بشه بهش اعتماد کرد و کسی نیست که درک کنه...اگرم کسی باشه کاری ازش برنمیاد...
الانم که دارم به شما میگم چون با شما راحتم ولی درمورد جزییاتش نمیتونم بگم چون این یه چیزه خصوصیه بین من و رفیق شیشم یعنی خدا :)
 
حاجت من چیزی نیست که مثلا خودم بتونم مستقیما کاری کنم که برسم بهش واقعا کاری ازم برنمیاد اگر میشد یه قدمی برداشت خیلی شرایط متفاوت میشد...
ولی تو این موضوع فقط و فقط خداست که وقتی بخواد برام هیچ چیز غیر ممکنی وجود نداره درصورتی که همیشه ذهن منطقی ادم رو از محال بودن و نرسیدن میترسونه و ناامید میکنه...ولی من بجای منطق به لطف و رحمت و فضل خدا امید بستم....
اواخر سال 94 و اوایل سال 95 خیلی از سمت شیطون اذیت میشدم همش بهم میگفت نمیرسی به حاجتت از دست میدیش وناامیدم میکرد...ولی من نمیتونستم باور کنم اینا رو و مصمم تر از قبل از خدا کمک میخواستم...
 
 
یه چیزی که خیلی اذیتم کرده تو این مدت اینه که اگر نرسی؟اگر خدا حاجت روات نکنه؟اگه از دست بدییییییییی چییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟و بعدش هم پراز حسرت میشدم و حالم خراب میشد....
ولی سعی کردم خودم رو اروم کنم و رو خودم کار کنم تا انقدر بهم نریزم...با کوچکترین چیزا...
وصد البته به خدای مهربونم اعتماد کنم چون اطمینان دارم که خدا جواب اعتماد بنده هاش رو خیلی خوب میده...واز راهی که حتی فکرش رو هم نمیکردی...
توی دنیا خدا بینهایت دست داره که هروقت اراده کنه از هرکدوم از اونا به بنده هاش روزی میرسونه...
بخاطر همین من تصمیم گرفتم به خدا بسپرم وقتی اینکارو کردم به معنی واقعی به ارامش رسیدم انگار یه باری از رو دوشم برداشته شد...
دیگه هروقت بهش فکر میکنم ارامش دارم  وپر از حس های رنگارنگ میشم و لذت میبرم :)
 
بچه ها بیایید به حکمت و مصلحت خدا احترام بذاریم
 خدا چیزایی رو میدونه که ما نمیدونیم و گاهی ما فکر میکنیم فلان چیز حتمااااا و قطعااااا به نفع ماست ولی به ضررمون میشه بعدا یا یه چیزایی هست ما فکر میکنیم به ضررمونه ولی با گذر زمان میفهمیم به نفعمون بود!
اینا بخاطر اینه که حکمت نداریم و فقط خدا اگاهه...
تاحالا شده خدا یه چیزی که از ته دل میخواستی بهت نده و تو هم خیلی ناراحت بشی و بعد غر بزنی و بعد یه مدت  ببینی ای بابا عجب خوش شانسی ای اوردما که نرسیدم به فلان چیز؟؟
 
بنظر من اصلا تو حاجت ها و دعاهامون نباید زور باشه و خدارو مجبور کنیم باید به دست خدا بسپریم  وقتایی که ما خودمونو همه چیز دان فرض میکنیم و میخواییم همه چی رو سر و سامون بدیم دقیقا همه چی به بدترین حالت ممکن خراب میشه...
ما نباید تو کار خدا دخالت کنیم و دست خدا رو محدود کنیم...شاید اون بخواد  بهترشو بده از کجا معلوم؟؟
اگر حاجت من در طرح الهیم باشه یعنی در جهت خواست خدا باشه بهش میرسم چه براش غصه بخورم چه نخورم و هیچ کس هم نمیتونه مانع رسیدن من بشه ولی اگر خدا برام این حاجت رو نمیخواد منم نمیخوامش!!
چون مطمئنم اگر به صلاحم نباشه قطعا خدا منو دست خالی نمیذاره یا همسنگ اون یا از اون بهتر رو بهم میده....
اصلا هیچ از دست دادنی وجود نداره و تمام این ترسها بیهودست...
وقتی از خدا به زور چیزی رو بگیری بعدا صد درصد پشیمون میشی ولی اگر نتیجه رو به خودش بسپری وسرت تو کار خودت باشه دیگه همیشه با ارامش زندگی میکنی...ونتیجه برات بی اهمیته چه برسی چه نرسی...چون در هر صورت میدونی که هرچی بشه به نفع توست...
دستان خداوند بینهایت قدرتمنده اینکه به چه طریقی و چطوری قراره اتفاقات پیش بره دست ما نیست ما خدانیستیم که بدونیم چطوری ما بنده ایم...
من تنها کاری که ازم برمیاد اینه که مسیر رشدو خودسازیم رو ادامه میدم و منتظر اتفاقات خوش از جانب خدا باشم نگرانی چیزی رو درست نمیکنه :)
 
تکرار این چیزایی که گفتم بهت.. بهم خیلی ارامش میده و ایمانم به قدرت خدا رو خیلی قوی تر میکنه 
بخاطر همین دوست داشتم بگم ...
به پیام من در قسمت نظرات پاسخ بدید 
سپاس
 
 
:)
 
 اگر ایمیلت رو ثبت نکردی هرچه زودتر ثبت کن و به جنگجویان مسیر پاکی ملحق شو دوست خوبم :)
یا علی
 
 
 
رسول
۲۱ بهمن ۰۵:۵۵
سلام دوستان ، صبح زیباتون بخیر...🍀 🌹
دیروز یه نذری رو شروع کردم.
ختم 124000 صلوات 😊
اول، به نیت ظهور امام زمان (عج)
دوم، هدیه به تمام اموات و رفتگانی که میشناسم و خبر دارم...
سوم، میدونم که خیلی خیلی ثواب داره و باعث برکت در زندگی و دور شدن شیطان میشه...
و بعد حاجت خودم،، چنانچه مصلحت و خواست خداوند باشه به حاجتم برسم...
شاید 124000 رقم بالایی به نظر بیاد اما من فقط روزی 303 صلوات ختم میکنم..
صد و یکی، بعد از نماز صبح
صد و یکی، در طول روز در یک زمان مشخص
صد و یکی، اخر شب قبل از خواب
اینطوری نه اشتباه و کم و زیاد میشه، نه یادم میره، و نه خسته میشم و بعد از 410 روز تمام میشه به امید خدا...
شما هم اگه حاجتی دارید شروع کنید...
یا علی..
نرگس
۱۷ مهر ۱۶:۲۸
سلام ان شاالله به حاجت دلت برسی ...خدا خیلی بزرگ و با معرفته ........ ببخشید یه چیزی منو کنجکاو کرد، شوما چند سالتونه ؟

پاسخ :

سلام ۲۱سالمه :)
بیان عیان
۱۴ مهر ۰۸:۰۲
سلام. سپاس

پاسخ :

سلام .خواهش
بیان عیان
۱۴ مهر ۰۸:۰۱
سلام. سپاس

پاسخ :

:)
Del-nevis
۱۲ مهر ۰۹:۴۰
:) ان شاء الله همه به حاجات خودشون برسن :)

پاسخ :

ان شالله
رسول
۰۹ مهر ۰۰:۰۰
انشاالله اگه مصلحت خداوند باشه به مراد دلت میرسی..منم همچین حاجتی دارم دقیقا مثل شما 

پاسخ :

ان شاالله
دختر شمالی
۰۷ مهر ۲۲:۲۲
حال خوبت پایدار ابجی گلم♡♡

پاسخ :

ممنونم عزیزم :‌)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
: