تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
هیچ بیرونی وجود نداره از قضاوت و سرزنش دیگران دست بردار و به درون خودت سفر کن❤


۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرامش» ثبت شده است
عزت نفس درونگرا و برونگرا

سلام امیدوارم که حالتون فوق‌العاده باشه  وبا خودتون در صلح و دوستی و آرامش کامل باشید چه چیزی با ارزش تر از حس ارزشمندی و خود دوستی درونی؟

امروز میخوام درمورد عزت نفس با شما صحبت کنم و ارتباطش با درون گرایی و برونگرایی بگم

تا بهتر بتونیم خودمون رو بشناسیم و بپذیریم و دوست داشته باشیم و با خودمون رفیق بشیم :)


چطور دیگران رو تغییر بدیم؟

به نام‌خدا

سلام دوستای عزیز خوبید؟

 امروز اومدم با یه مطلب جدید در مورد تغییر دیگران ما وقتی که خودمان رو می‌شناسیم و در مسیر خودسازی هستیم وقتی مسیر درست رو قدم برمی‌داریم دوست داریم دیگران هم از این لذت محروم نباشن و هم مسیر ما بشن و تغییر کنن مثلا من خودم به شدت این حس رو دارم و حتی بخاطر ش سایت زدم :) 

و تو زندگیمم مخصوصا به کسایی که از ته دل دوستشون دارم همیشه یه تذکر هایی میدم...

اگه ببینم دارن اشتباه میکنن خیلی ناراحت میشم از ته دلم غصه دار میشم و میخوام که راه درست رو بهش بگم حتی شاید اون فرد خودش عین خیالش نباشه و بی خیالی طی کنه... 

بعضی وقتا از دلسوزی و دوست داشتن زیاد اینجوری آدم از اشتباهات دیگران ناراحت میشه چون زمانی که من خودم در غفلت بودم و اشتباهاتی داشتم هیچ کس نبود که منو بیدار کنه بخاطر همین خیلی اعصابم خورد میشه...


با عذاب وجدان گذشته چکار کنم؟

به نام خدا 

 سلام دوستای خوبم امیدوارم که حالتون خیلی خوب باشه اما ممکنه خوب نباشید خیلی از شما بخاطر اشتباهات و گناه های گذشتتون حس و حال بدی رو تجربه می کنید اما می خوام بهتون بگم نگران نباشید و ادامه متن رو بخونید من امروز می خوام تجربیات صمیمانه و دوستانه ای رو بهتون بگم که باعث حال بهتری میشه براتون


 همه ما تو زندگیمون اشتباهات و خطاها و گناهانی رو داشتیم و هیچ کدوم از ما پاک و معصوم و بدون خطا نیستیم هر کس شرایط متفاوتی داره و اشتباهات ما لزوماً به هم شبیه نیست اما نقطه اشتراکی که وجود دارد این هستش که اتفاقات گذشته هرچی که بوده گذشته زمان هرگز به عقب بر نمی گرده و ما هرگز نمی تونیم این اتفاقات رو تغییر بدیم


خدایا منو ببخش...

سلام دوستان خوبم امیدوارم که حال دل و روحتون عالی و فوق العاده خوب باشه اما اگه خوب نیستید نگران نباشید من در ادامه میخوام بهتون بگم چکار کنید تا حالتون کمی بهتر بشه


من همیشه با خودم فکر میکردم دلیل ناراحتی های بی دلیلم برای چیه؟  چرا دلم میگیره؟ چرا گاهی حوصله خودم را ندارم؟ چرا کسل و بی حوصلم؟  چرا احساس سنگینی می کنم؟چرا حرف کسی رو نمیفهمم و حرفای منم کسی درک نمیکنه؟چرا انقدر بی دلیل بی قرارم؟

 شاید این سوال های شما هم باشه


کانال تلگرام

به نام خدا 

سلام دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه امروز تصمیم گرفتم که یک کانال تلگرام داشته باشم تا بعضی مطالب مفید و کوتاه رو اونجا بنویسم و سایت برای مطالب طولانی تر باشه لطفا جوین بشین سپاسگذارم.

قبل از کلیک لطفا فیلتر شکن رو روشن کنید

لینک کانال را کلیک کنید


ملیحه ۹۹-۱-۲۳ ۱ ۷۱۹

ملیحه ۹۹-۱-۲۳ ۱ ۷۱۹


قلب ♡

سلام خوبی؟

میگم تاحالا شده دلت بگیره ؟ ناراحت باشی اما ندونی دلیلش چیه؟

تاحالا شده حوصله نداشته باشی و سمت هیچ کدوم از برنامه ریزی هات نری و تمام روزت به باد بره ؟

تاحالا شده بی دلیل متنفر باشی از همه چی و حتی حوصله خودتم نداشته باشی؟ تاحالا شده؟؟؟؟؟

اگر جوابت مثبته ادامه متن رو بخون تا راهکارو بگم و جوابتو بگیری ولی اگر جوابت منفیه به این سوالات و میگی تاحالا یه بارم پیش نیومده نشون میده که زیاد روراست نیستی با خودت!!!

هر کدوم از ما این حالت ها رو تجربه کردیم چون قلب ما ساختارش یکسانه و خدا مارو اینجوری افرید قلب ما همون چیزیه که حال ما رو میسازه و باید بیشتر بشناسیمش  تا تسلط بیشتری داشته باشیم...


کمال گرایی | قسمت3
سلام دوستان 
امروز میخوام قسمت سوم داستانم که مربوط میشه به کمالگرایی بنویسم اگه آدم کمالگرایی نباشید شاید خیلی تعجب کنید از کارای گذشته من و خندتون بگیره:) و اگه کمالگرایی شاید بتونی یه کم از من الهام بگیری و احساس تنهایی نکنی و دلگرم بشی :)

الان که اینا رو می نویسم خیلی از اون روزا میگذره و بعضی وقتا ک یادم میاد خندم میگیره یا میگم یا خدا من چ جور آدمی بودم اخه
چیزایی که امروز میگم مربوط میشه به سال ۸۸ تا ۹۳ یعنی دوران راهنمایی و دبیرستان من که به شدت درگیر درس بودم و درس شده بود خدای من انگار دیگه هیچ چیز مهمی تو دنیا وجود نداره...
کسی اگه بهم‌میگفت بیا استراحت کن بیا مهمونی بیا بازی از سرم دود بلند میشد :)

داستان شروع من|قسمت1

سلام دوستان خوبین ؟

بالاخره من با تاخیر اومدم ولی خیلی حرفا و تجربیات تازه براتون اوردم که اگه صبور باشید می خوام براتون از همون اول بگم که هیچ وقت ازش حرفی نزدم  اولین باره که می خوام در موردش بنویسم


میخوام از گذشته ها بگم اون روزا روزهای خیلی سختی بود اما گذشت واقعاً حال بدی داشتم و هیچ راه حلی برای حال بدم پیدا نمیکردم  سرگردان بودم  و سوالات زیادی تو ذهنم بود  و باخودم دائم   درگیر بودم چطور به آرامش برسم چطور گناهانم رو ترک کنم؟  اصلا باید از کجا شروع کنم؟ چرا اینطوری شد؟من که همیشه خوب بودم یهو چی شد چرا مثل گذشته نیست همه چی؟ چی این وسط عوض شده؟


تویی که داری این‌ متن رو میخونی
نمیدونم کجای این جهان هستی
حالت چطوریه؟
روزت چطور میگذره؟
دلت غمگینه یا شاد؟
اما میخوام بهت بگم به فردا و طلوع خورشیدش امید داشته باش
همه سختیا میگذرن همه غم ها میرن
همه نشدن های الان تموم میشن
بهت قول میدم!
از وقتی خورشید طلوع کرد
و تو چشماتو باز کردی
فرصت داری برای بهتر شدن تا زمان حیات....
قدر لحظه هاتو بدون ❤️