زندگی شاد من

من اینجا از تجربیاتم درمورد رشد فردی میگم :)

پ مثل پدر|قسمت5

۲ نظر

سلام خوبین؟

امروز گفتم بیام و بعد از مدت ها درمورد تجربیاتم از پدرم و فوتش بگم

(این قسمت پنجم از داستان زندگی منه که درمورد امتحان زندگیم صحبت کردم و تجربیاتمو گفتم لطفا بعد از خوندنش حتما نظرتونو بگید و به سوال انتهایی پاسخ بدید.)

من در بهمن ماه سال 96 پدرمو بر اثر بیماری حاد از دست دادم متاسفانه ایشون اسمش تو لیست پیوند اعضا بود وقرار بود عملش کنن و هرچند وقت یه بار چکاپ میشد اما قسمت نشد اون موقع هنوز مجرد و دانشجو بودم و سرگرم درس و خودسازی و مطالعات خودم بودم و...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

سلام من ملیحه هستم.
امیدوارم سالم و سرحال باشید :)
اینجا باهم تجربیات و اطلاعاتمون رو درمورد رشد فردی در هر زمینه ای به اشتراک میزاریم...
و من سعی میکنم تو مسیر خودسازیم موارد آموزنده ای رو برای شما بنویسم تا بتونید استفاده کنید و البته از نظرات و تجربیات شما هم استفاده میکنم و یاد میگیرم ...
آدم تا وقتی میتونه خوب حرف بزنه و امید بده چرا دائم باید دل بشکنه و ناامید کنه؟واقعا چرا؟
حرفا و کلمات بار دارن و واقعا ممکنه روز یه نفرو خراب کنه یا به خوبی بسازه
اینو میدونید؟
من تمام تلاشمو میکنم اینجا که امید بدم و تجربمو بگم البته نمیخوام بگم که قراره با خوندن مطالب معجزه بشه در شما اما میگم که میشه رشد کرد میشه عوض شد میشه بهتر از قبل بود :)
تمام نوشته های من اینجا تجربه های منه یعنی دانش و اطلاعاتیه که من بهش عمل کردم و حالا به شما میگم :)
چیزهای من درآوردی و یا دلنوشته یا خاطره نیست بیشتر جنبه آموزشی داره که من با تحقیق و تجربه بهش رسیدم و به صورت عامیانه و خودمونی به شما میگم :)
سمانه جان و هر فرد دیگه هم که به صورت مهمان نویسنده سایت باشن همینطور هستن
ممنونم که تا انتها خوندی :)
: