تایتل قالب


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پدر» ثبت شده است
وقتی امام رضایی شدم...

سلام دوستان و همراهان عزیز

 خوب هستید انشالله؟ من که حالم خیلی خوب و بینظیره و میخوام بگم که چی کار کردم

یادتونه چند روز پیش که پست "با خدا پادشاهی کن" رو نوشتم و گفتم از یه موضوعی ناراحتم؟

تو این مدت که ناراحت بودم خیلی زود تونستم خودمو جمع و جور کنم با کمک قران و البته بعد از اون نماز هامم با کیفیت تر شد و در کنار اینا امام رضا خیلی خیلی کمکم کرد...

وقتی نمیدونم مشکلاتمو چجوری حل کنم و دلمو شاد کنم و به هر دری میزنم نمیشه خودمو، دلمو میسپرم به امام رضا تا همه چی رو خودش حل کنه و بعد بهم بگه بفرما اینم درست شد دیگه ناراحت نباش


همیشه به امام رضا به چشم یک فرد مذهبی که با خدا بوده و حالا فوت شده وحاجت میده و خیلی هم طرفدار داره نگاه میکردم ولی الان با گذشت شاید ۱۰ سال نگاهم کاملا عوض شده بنظرم امام رضا یک پدر خیلی مهربونه که میتونه محرم تمام اسرار و راز های ما باشه و بهمون کمک کنه تو زندگی و  با نشونه ها راه جلوپامون بذاره...


پ مثل پدر|قسمت5

سلام خوبین؟

امروز گفتم بیام و بعد از مدت ها درمورد تجربیاتم از پدرم و فوتش بگم

(این قسمت پنجم از داستان زندگی منه که درمورد امتحان زندگیم صحبت کردم و تجربیاتمو گفتم لطفا بعد از خوندنش حتما نظرتونو بگید و به سوال انتهایی پاسخ بدید.)

من در بهمن ماه سال 96 پدرمو بر اثر بیماری حاد از دست دادم متاسفانه ایشون اسمش تو لیست پیوند اعضا بود وقرار بود عملش کنن و هرچند وقت یه بار چکاپ میشد اما قسمت نشد اون موقع هنوز مجرد و دانشجو بودم و سرگرم درس و خودسازی و مطالعات خودم بودم و...


❣به بهشت من خوش آمدی❣

هیچ بیرونی وجود نداره از قضاوت و سرزنش دیگران دست بردار و به درون خودت سفر کن❤

تویی که داری این‌ متن رو میخونی
نمیدونم کجای این جهان هستی
حالت چطوریه؟
روزت چطور میگذره؟
دلت غمگینه یا شاد؟
اما میخوام بهت بگم به فردا و طلوع خورشیدش امید داشته باش
همه سختیا میگذرن همه غم ها میرن
همه نشدن های الان تموم میشن
بهت قول میدم!
از وقتی خورشید طلوع کرد
و تو چشماتو باز کردی
فرصت داری برای بهتر شدن تا زمان حیات....
قدر لحظه هاتو بدون ❤️